فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِۦۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ
30
فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِۦۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ
30
وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَفَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَـٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ فَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ وَكُنتُمۡ قَوۡمًا مُّجۡرِمِينَ
31
در این آیه به جاى «یدخلون فى الجنة» فرمود: «یدخلهم ربّهم فى رحمته» یعنى اهل ایمان و عمل در مدار لطف و رحمت خاص الهى هستند.
در كنار ایمان، عمل صالح مطرح است ولى در كنار كفر، كار خیرى نیست.
در زبان عربى، كلماتِ جمع اگر با الف و لام بیاید، به معناى تمام افراد است. مانند كلمه «مساجد» كه به معناى مسجدها مىباشد، ولى كلمهى «المساجد» به معناى تمام مسجدها است. معمولاً در قرآن در كنار ایمان، سخن از عمل صالح است، آن هم در قالب «الصالحات» یعنى تمام كارهاى مؤمن باید نیك باشد.
دریافت رحمت الهى بدون ایمان وعملصالح ممكن نیست. «فامّا الّذین آمنوا... فى رحمته»
كیفر و پاداش از شئون ربوبیّت است. «یدخلهم ربّهم فى رحمته»
بهشت و نعمتهاى آن جلوهاى از رحمت الهى است. «یدخلهم ربّهم فى رحمته»
رستگار كسى است كه خوش عاقبت باشد. «ذلك هوالفوز»
انسان به طور طبیعى خواهان رستگارى است، این قرآن است كه رستگارى حقیقى انسان را نشان مىدهد. «ذلك هو الفوز المبین»
ریشه كفر تكبّر است. «كفروا... استكبرتم»
استكبار فورى نشانه لجاجت است. «تتلى علیكم فاستكبرتم»
ریشهى جرم و گناه، كفر و تكبّر است. «كفروا... استكبرتم... مجرمین»