إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَـٰمُواْ فَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ
13
إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَـٰمُواْ فَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ
13
أُوْلَـٰٓئِكَ أَصۡحَـٰبُ ٱلۡجَنَّةِ خَـٰلِدِينَ فِيهَا جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ
14
«خوف» ترس و هراس نسبت به آینده است و «حُزن» مربوط به گذشته است.
سخن حق، باید اظهار شود، «قالوا ربّنا اللّه» استمرار و پایدارى بر آن باشد، «ثم استقاموا» و همراه با عمل باشد. «بما كانوا یعملون»
انسان به طور طبیعى، خواهان آرامش و رفاه و زندگانى جاوید است و خداوند، راه رسیدن به تمام این خواستهها را در گرو ایمان و عمل صالح پایدار مىداند.
پایدارى بر حق مشكل است، ولى با پاداش بزرگى مثل بهشتِ پر نعمت و دور از حزن واندوه، آسان مىشود. لذا باید كارهاى سخت را با پاداشهاى بزرگ جبران كرد.
ایمان به خدا، خوف از دیگران را از بین مىبرد. «ربّنا اللّه... لاخوف علیهم»
تنها كسانى از گذشته خود پشیمان نمىشوند كه همواره در راه خدا حركت مىكنند. «ربنّا اللّه ثم استقاموا... لا هم یحزنون»
جزاى استوارى ایمان و استمرار نیكىها، جاودانه بودن در بهشت و نعمتهاى بهشتى است. «استقاموا... خالدین فیها»
بهشت، پاداش اهل عمل است، نه اهل سخن. «جزاءً بما كانوا یعملون»56) یوسف، 101.