فَهَلۡ عَسَيۡتُمۡ إِن تَوَلَّيۡتُمۡ أَن تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَتُقَطِّعُوٓاْ أَرۡحَامَكُمۡ
22
فَهَلۡ عَسَيۡتُمۡ إِن تَوَلَّيۡتُمۡ أَن تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَتُقَطِّعُوٓاْ أَرۡحَامَكُمۡ
22
أُوْلَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَعَنَهُمُ ٱللَّهُ فَأَصَمَّهُمۡ وَأَعۡمَىٰٓ أَبۡصَـٰرَهُمۡ
23
الف) اعراض و پشت كردن به جبهه و سرگرم شدن به خلافكارى و قطع صله رحم.
ب) ولایت بر مردم را به دست گرفتن و سپس قلع و قمع دیگران.
امّا معناى دوم با سیاق آیات سازگار نیست.62
آیه خطاب به افراد سست ایمان كه به خاطر حفظ جان از شركت در جهاد اعراض مىكنند، مىفرماید: گمان نكنید كه با ترك جهاد محفوظ مىمانید، زیرا با فرار خود از جنگ، زمینه گسترش فساد و قتل را فراهم مىسازید كه دامان شما را نیز مىگیرد و همچون دوران جاهلیّت، حتّى كشتن فرزند را براى شما مباح مىسازد.
ترك صله رحم و روابط خویشاوندى، گناهى است در ردیف فساد در زمین. «تفسدوا فى الارض و تقطّعوا ارحامكم»
اگر فساد گسترش یابد، انسان حتّى به بستگان خود نیز رحم نمىكند. «تفسدوا فى الارض و تقطّعوا ارحامكم»
فراریان از جنگ، فسادگران و قاطعان رحم، مورد نفرین خداوند هستند. «تولّیتم... تفسدوا... تقطّعوا... اولئك الّذین لعنهم اللّه»
محرومیّت از رحمت الهى، نتیجه عملكرد خود ماست. «تفسدوا... تقطّعوا... لعنهم اللّه»
بهره نگرفتن از امكانات، همانند محرومیّت از آنها است. (گوش دارد ولى حقّشنو نیست، چشم دارد ولى حقیقت بین نیست) «لعنهم اللّه فاصمّهم...»
بزرگترین محرومیّت معنوى، محرومیّت از شناخت حقیقت است. «لعنهم اللّه فاصمّهم و اعمى ابصارهم»
استفاده نامشروع و نامتعارف و غیر مفید از استعدادهاى خدادادى، نشانهى دور شدن از رحمت الهى است. «لعنهم اللّه فاصمّهم و اعمى ابصارهم»