مردم جاهلى مىپنداشتند با رها كردن حیوانات یاد شده، به خدا یا بتان نزدیك مىشوند. نظیر این احترام به حیوانات را هنوز در كشور هند دربارهى گاو مشاهده مىكنیم.
در روایت آمده است كه «بحیرة» به شترى مىگویند كه پنج شكم زاییده باشد، اگر پنجمى ماده بود، گوشش را چاك مىزدند و خوردن گوشت آن را حرام مىدانستند. 203
امام صادقعلیه السلام فرمود: در زمان جاهلیت اگر شتر دو قلو مىزایید مىگفتند: «وصلیة» و ذبح و خوردن گوشت آن شتر را حرام مىدانستند و اگر شتر ده شكم مىزایید مىگفتند: «سائبة» است و در این صورت سوار شدن و خوردنش را حرام مىدانستند و «حام»، شترى بود كه به عنوان «فحل» از آن استفاده مىكردند كه ذبح آن را نیز حلال نمىدانستند. 204
204) وسائل، ج25، ص61.
تا از سوى خدا، قانونى نسبت به تحریم حیوانات وضع نشده، اصل حلال بودن آنهاست. «ما جعل اللّه»
اتلاف مال و رها كردن حیوان نوعى افترا به خدا و حرام است. «یفترون على اللّه الكذب» (رها كردن و بلا استفاده گذاردن حیوان جایز نیست، چه رسد به رها شدن انسان).
بدعت در دین، كفر است. «لكن الّذین كفروا یفترون...» كافر، تنها كسى نیست كه منكر خدا باشد، كسانى كه خدا را قبول دارند وبه او افترا مىبندند نیز كافرند.
ریشهى احكام الهى مصالح واقعى است، امّا خرافات، ریشه در جهل و بىعقلى دارد. «لایعقلون»
اگر اكثریّت جامعه اهلتعقّل باشند، بدعتها رشد نمىكند. «اكثرهم لایعقلون»