طبق حدیثى از اصول كافى، پیامبر از آن دو سوگند گرفت و تبرئهشان كرد، ولى چون دروغشان از طریق نامه كشف شد، حضرت بار دیگر آن دو را احضار كرد. وارثان سوگند یاد كردند كه اجناس دیگرى هم بوده و آنها را پس گرفتند. 208
208) تفسیر نمونه.
مرگ، براى همهى مردم یكسان است. «حضر أحدكم الموت»
هنگام وصیّت، مؤمن باید دقّتهاى لازم را به كار بندد. «حین الوصیّة اثنان ذوا عدل منكم»
براى اداى حقّ مردم، دو شاهد عادل بگیرید. «اثنان ذوا عدل»
براى اداى حقّ مردم، اگر مسلمان حضور نداشت، با غیر مسلمان كار را محكم كنید. «غیركم» (لكن غیر مسلمانى كه خداوند را قبول داشته باشد تا بتواند به نام مقدّس او سوگند یاد كند) «فیقسمان باللَّه»
مراعات حقوق مردم همهجا مهم است ومكان بردار نیست. «ضربتمفىالارض»
براى پرداخت حقّ، هرگونه شك را دفع كنید. «تحبسونهما... ان ارتبتم»
سوگند، یكى از راههاى شكزدایى است. «فیقسمان»
تنها سوگند به نام «اللّه» ارزشمند و معتبر است. «فیقسمان باللّه»
براى اداى حقّ از صحنههاى مذهبى و ملكوتى و مكانها و زمانهاى مقدّس كمك بگیریم. 209 «من بعد الصلوة فیقسمان باللّه»
از بهترین فرصتها براى اداى حقّ باید بهره گرفت. «بعدالصلاة» (نماز در پاكى و پرهیز از دروغ نقش دارد)
یكى از عوامل انحراف، رسیدن به پول است. «لانشترى به ثمناً»
یكى از عوامل انحراف، محبّت و علاقههاى فامیلى است. «لانشترى به ثمناً و لو كان ذاقربى»
تنها موردى كه متن «سوگندنامه» از طریق وحى، دیكته شده است، «حقّ الناس» است. «لانشترى ...»
كتمان حقّ و خیانت در گواهى، عادل را فاسق مىكند و در همه ادیان الهى، حرام شمرده شده است. («ذواعدل»، مىشود «من الآثمین»)