سوره مائده - آیه 106 جزء 7 - صفحه 125
  • يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ شَهَـٰدَةُ بَيۡنِكُمۡ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ حِينَ ٱلۡوَصِيَّةِ ٱثۡنَانِ ذَوَا عَدۡلٍ مِّنكُمۡ أَوۡ ءَاخَرَانِ مِنۡ غَيۡرِكُمۡ إِنۡ أَنتُمۡ ضَرَبۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَأَصَـٰبَتۡكُم مُّصِيبَةُ ٱلۡمَوۡتِ‌ۚ تَحۡبِسُونَهُمَا مِنۢ بَعۡدِ ٱلصَّلَوٰةِ فَيُقۡسِمَانِ بِٱللَّهِ إِنِ ٱرۡتَبۡتُمۡ لَا نَشۡتَرِي بِهِۦ ثَمَنًا وَلَوۡ كَانَ ذَا قُرۡبَىٰ وَلَا نَكۡتُمُ شَهَـٰدَةَ ٱللَّهِ إِنَّآ إِذًا لَّمِنَ ٱلۡـَٔاثِمِينَ
    106
تفسیر نور
اى كسانى كه ایمان آورده‌اید! هرگاه (نشانه‌هاى) مرگ یكى از شما فرا رسد، از میان خود دو نفر عادل را هنگام وصیّت به شهادت و گواهى فرا خوانید. و اگر در مسافرت بودید و مصیبت مرگ به سراغ شما آمد (و شاهد مسلمانى نبود) دو تن از غیر (همكیشان)تان را به گواهى بطلبید و اگر (در صداقت آنان) شك كردید، پس از نماز آن دو را نگاهدارید تا به خداوند قسم یاد كنند كه ما حاضر نیستیم حقّ را به هیچ قیمتى بفروشیم، هر چند در مورد فامیل باشد و هرگز شهادت الهى را پنهان نمى‌كنیم، كه در این صورت از گنهكارانیم.

نکته‌ها
مسلمانى به نام «ابن ابى ماریه» همراه دو مسیحى به نام‌هاى تمیم و عدى كه برادر بودند، به سفر تجارى رفتند. مسلمان بیمار شد، وصیّت نامه‌اى نوشت و آن را میان وسایل خود پنهان كرد و اموال خود را به آن دو مسیحى داد كه به وارثان بدهند. پس از مرگش، آن دو نفر در میان اثاثیه‌ى او اجناس گرانبهایى دیده، و برداشتند، پس از مراجعت به مدینه، باقى آنها را به وارثان دادند. ورثه، وصیت‌نامه را در میان وسایل دیدند كه صورت همه‌ى اثاثیه در آن ثبت شده بود. چون مطالبه كردند، آن دو مسیحى انكار كردند، شكایت را نزد پیامبر بردند، در این هنگام بود كه آیه‌ى فوق نازل شد. 207

طبق حدیثى از اصول كافى، پیامبر از آن دو سوگند گرفت و تبرئه‌شان كرد، ولى چون دروغشان از طریق نامه كشف شد، حضرت بار دیگر آن دو را احضار كرد. وارثان سوگند یاد كردند كه اجناس دیگرى هم بوده و آنها را پس گرفتند. 208


207) تفسیر المیزان.

208) تفسیر نمونه.

پیام‌ها
آستانه‌ى مرگ، آخرین فرصت براى وصیّت كردن است. «اذا حضر أحدكم الموت حین الوصیة»

مرگ، براى همه‌ى مردم یكسان است. «حضر أحدكم الموت»

هنگام وصیّت، مؤمن باید دقّت‌هاى لازم را به كار بندد. «حین الوصیّة اثنان ذوا عدل منكم»

براى اداى حقّ مردم، دو شاهد عادل بگیرید. «اثنان ذوا عدل»

براى اداى حقّ مردم، اگر مسلمان حضور نداشت، با غیر مسلمان كار را محكم كنید. «غیركم» (لكن غیر مسلمانى كه خداوند را قبول داشته باشد تا بتواند به نام مقدّس او سوگند یاد كند) «فیقسمان باللَّه»

مراعات حقوق مردم همه‌جا مهم است ومكان بردار نیست. «ضربتم‌فى‌الارض»

براى پرداخت حقّ، هرگونه شك را دفع كنید. «تحبسونهما... ان ارتبتم»

سوگند، یكى از راه‌هاى شك‌زدایى است. «فیقسمان»

تنها سوگند به نام «اللّه» ارزشمند و معتبر است. «فیقسمان باللّه»

براى اداى حقّ از صحنه‌هاى مذهبى و ملكوتى و مكان‌ها و زمان‌هاى مقدّس كمك بگیریم. 209 «من بعد الصلوة فیقسمان باللّه»

از بهترین فرصت‌ها براى اداى حقّ باید بهره گرفت. «بعدالصلاة» (نماز در پاكى و پرهیز از دروغ نقش دارد)

یكى از عوامل انحراف، رسیدن به پول است. «لانشترى به ثمناً»

یكى از عوامل انحراف، محبّت و علاقه‌هاى فامیلى است. «لانشترى به ثمناً و لو كان ذاقربى»

تنها موردى كه متن «سوگندنامه» از طریق وحى، دیكته شده است، «حقّ الناس» است. «لانشترى ...»

كتمان حقّ و خیانت در گواهى، عادل را فاسق مى‌كند و در همه ادیان الهى، حرام شمرده شده است. («ذواعدل»، مى‌شود «من الآثمین»)


209) حضرت على‌علیه السلام به شخصى كه تقاضاى بیت‌المال (علاوه بر سهم عادى خود) داشت فرمود: روز جمعه نزد او آید. سپس او را به نمازجمعه برد و جمعیّت را به او نشان داد و فرمود: معناى تقاضاى نابجاى تو سرقت از اموال این مردم است. در این صحنه مى‌بینیم كه حضرت از نماز و جمعیّت و جمعه براى تأثیرگذارى كلام نورانى خود بهره گرفته است.