گرچه مسیحیان، امروز مریم را خدا نمىدانند، ولى چون گروهى از آنان در آن زمان عقیده به خدا بودن مریم داشتند و یا به خاطر آنكه عبادت در برابر مجسّمه او به منزلهى معبود قرار دادن اوست، تعبیر به «اله» شده است. «اتّخذونى و اُمّى الهین»
«دون اللّه»، نشانهى شرك است، نه نفى خدا، یعنى علاوه بر خدا، عیسى و مریم را معبود دانستن شرك است. البتّه تثلیث فعلى مسیحیان، اب و ابن و روحالقدس است.
امام رضا علیه السلام فرمود: دربارهى من دو گروه هلاك مىشوند و من تقصیرى ندارم: یكى علاقمندان افراطى، دیگرى كینه توزان بىجهت. 223
تسبیح حضرت مسیح، خود نشانه دیگرى است كه خداوند منزّه از هرگونه شریكى است. در آیات دیگر آمده است: «وقالوا اتّخذ الرّحمن ولداً سبحانه» 224 ، «ویجعلون للّه البنات سبحانه» 225 كه خدا را از داشتن هر گونه فرزند، چه دختر چه پسر، منزّه مىشمارد.
ادّعاى الوهیّت براى انسان، گرچه پیامبر باشد، ادّعایى باطل است. «ما یكون لى ان اقول ما لیس لى بحقّ»
انبیا معصومند. «مایكون لى أن أقول ما لیس لى بحقّ»
انبیا از غلوّ پیروان خود بیزارند. «ان كنت قلته فقد علمته»
همهى گفتههاى انسان و اسرار درونش براى خداوند روشن و معلوم است. «فقد علمته تعلم ما فى نفسى»
تسبیح و تنزیه خدا از هر نسبت ناروا، لازم است. «سبحانك»
علم انبیا محدود است. «لا اعلم ما فى نفسك» و كسى كه علمش محدود است، شایستهى خدایى نیست.
افكار و اسرار مردم از امور غیبى است كه خدا بدان آگاه است. «تعلم ما فى نفسى... انّك انت علاّم الغیوب»
آگاهى كامل و گسترده بر همهى حقایق مخصوص خداست. «انّك انت علاّم الغیوب»