همهى مفسّران شیعه به اتكاى روایات اهل بیت علیهم السلام و نیز بعضى از مفسّران اهلسنت به عنوان یكى از مصادیق، آیه را مربوط به نصب حضرت علىعلیه السلام در غدیر خم به ولایت و امامت دانستهاند. 144 جالب آنكه صاحب تفسیر المنار از مسند احمد و ترمذى و نسائى و ابن ماجه، حدیثِ «مَن كنتُ مولاه فعلىّ مولاه» را با سند صحیح و موثّق بیان كرده است و سپس با دو جمله به خیال خود در آن تشكیك نموده است: اوّل اینكه مراد از ولایت، دوستى است. (غافل از آنكه دوستى نیاز به بیعت گرفتن و تبریك گفتن و آن همه تشریفات در غدیر خم نداشت) دوّم آنكه اگر حضرت علىعلیه السلام امام و رهبر بعد از رسول اكرمصلى الله علیه وآله بود، چرا فریاد نزد و ماجراى نصب خود را در غدیر نگفت؟! (غافل از آنكه در سراسر نهجالبلاغه و كلمات حضرت علىعلیه السلام نالهها و فریادها مطرح است، ولى صاحب المنار گویا آن نالهها و فریادها را نشنیده است. 145
در تمام قرآن تنها در این آیه است كه پیامبر اكرمصلى الله علیه وآله نسبت به كتمان پیام، تهدید شده كه اگر نگویى، تمام آنچه را كه در 23 سال رسالت گفتهاى هدر مىرود. پس باید دید چه پیام مهمى است كه این گونه بیان مىشود؟
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله به حضرت علىعلیه السلام فرمود: «لو لمابلغ ما اُمرت به من ولایتك لحبط عملى» اگر آنچه درباره ولایت تو است به مردم نرسانم تمام اعمال من محو مىشود. 146
در این آیه چند نكته است كه جهتگیرى محتوایى آن را روشن مىكند:
سوره مائده، در اواخر عمر شریف پیامبر نازل شده است.
در این آیه، بجاى «یا أیّها النّبى»، تعبیر «یا أیّها الرّسول» آمده است، كه نشانهى یك رسالت مهم است.
به جاى فرمان «أبلغ»، فرمان «بَلّغ» آمده كه نشانهى ابلاغ قطعى ورسمى ومهم است.
پیامبر نسبت به نرساندن یك پیام مهم تهدید شده كه اگر نگوید، همهى زحماتش به هدر مىرود.
رسول خداصلى الله علیه وآله از عواقب كارى هراس دارد كه خداوند او را دلدارى مىدهد كه ما تو را از شر مردم نگه مىداریم.
پیامبر، از جان خود نمىترسد. زیرا در روزگار تنهایى كه با بتها مبارزه مىكرد و در جنگها كه با مشركین درگیرى نظامى داشت، از خطرها نمىترسید. (در حالى كه سنگباران مىشد، و یارانش شكنجه مىشدند، حالا در اواخر عمر و در میان این همه یار بترسد؟!)
در آیه، پیامى است كه به لحاظ اهمیّت، با همه پیامهاى دوران نبوّت و رسالت، برابر است كه اگر این پیام به مردم نرسد، گویا همهى پیامها محو مىشود.
محتواى پیام، باید مسألهاى اساسى باشد، وگرنه در مسائل جزئى و فردى، این همه تهدید و دلدارى لازم نیست.
پیام آیه، مربوط به توحید و نبوّت و معاد نیست، چون این اصول، در روزهاى اوّل بعثت در مكّه بیان شده و نیازى به این همه سفارش در اواخر عمر آن حضرت ندارد.
پیام آیه، مربوط به نماز، روزه، حج، زكات، خمس وجهاد هم نیست، چون اینها در طول 23 سال دعوت پیامبر بیان شده و مردم نیز به آن عمل كردهاند و هراسى در كار نبوده است.
پس، محتواى این پیام مهم كه در اواخر عمر شریف پیامبرصلى الله علیه وآله نازل شده چیست؟
روایات بسیارى از شیعه و سنّى، ما را از تحیّر نجات داده و راه را نشان مىدهد. روایات مىگوید: آیه مربوط به هجدهم ذیحجه سال دهمهجرى در سفر حجةالوداع پیامبر اسلام است، كه آن حضرت در بازگشت به سوى مدینه، در مكانى به نام «غدیر خم» به امر الهى فرمان توقّف داد و همه در این منطقه جمع شدند. مكانى كه هم آب و درخت داشت و در گرماى حجاز، كارساز بود و هم محلّ جداشدن كاروانهاى زائران مكّه بود و اهل یمن، عراق، شام، مدینه و حبشه از هم جدا مىشدند.
در آنجا، پیامبر خدا در میان انبوه یاران، بر فراز منبرى از جهاز شتران قرار گرفت و خطبهاى طولانى خواند. ابتداى خطبه، توحید، نبوّت و معاد بود كه تازگى نداشت. سخن تازه از آنجا بود كه پیامبر، خبر از رحلت خود داد و نظر مسلمانان را نسبت به خود جویا شد. همه نسبت به كرامت و عظمت و خدمت و رسالت او در حد اعلا اقرار كردند. وقتى مطمئن شد كه صدایش به همهى مردم، در چهار طرف مىرسد، پیام مهم خود را نسبت به آینده بیان كرد. و فرمود: «من كنت مولاه فعلىّ مولاه» هر كه من مولاى اویم، این علىّ مولاى اوست و بدین وسیله جانشینى حضرت علىعلیه السلام را براى پس از خود به صراحت اعلام داشت. امّا پس از وفاتش، وقتى حضرت زهراعلیها السلام به در خانههاى مردم مىرفت و مىگفت: مگر نبودید و نشنیدید كه رسول خدا در غدیر خم چه فرمود؟ مىگفتند: ما در غدیر خم، در فاصله دورى بودیم و صداى پیامبر را نمىشنیدیم!! اللّه اكبر از كتمان، از ترس، از بىوفایى و از دروغ گفتن به دختر پیامبر خدا.
آرى، مردم با دو شاهد، حقّ خود را مىگیرند، ولى حضرت على علیه السلام با وجود دهها هزار شاهد، نتوانست حقّ خود را بگیرد. امان از حبّ دنیا، حسادت و كینههاى بدر و خیبر و حنین كه نسبت به حضرت علىّ علیه السلام در دل داشتند.
امام باقرعلیه السلام فرمودند: «بُنى الاسلام على خمس على الصلاة و الزّكاة و الصوم و الحج و الولایة و لم یناد بشىء كما نودى بالولایة فاخذ النّاس باربع و تركوا هذه»، اسلام بر پنج چیز استوار است: بر نماز، زكات، روزه، زكات و ولایت اهلبیت و چیزى به اندازهى ولایت مورد توجّه نبود، امّا مردم چهارتاى آن را پذیرفتند و ولایت را ترك كردند! 147
امام رضاعلیه السلام فرمود: بعد از نزول این آیه كه خداوند ضامن حفظ رسول اكرمصلى الله علیه وآله شد، «واللَّه یعصمك من النّاس» پیامبر هر نوع تقیّه را از خود دور كرد. 148
145) این سطرها را در شب شهادت حضرت علىعلیه السلام، نیمه شب 21 ماه رمضان 1380 نوشتم.
146) تفسیر نورالثقلین وامالى صدوق،ص400.
147) كافى، ج2، ص18.
148) تفسیر نورالثقلین و عیون اخبارالرضا، ج2، ص130.
انتخاب رهبر اسلامى (امام معصوم) باید از سوى خداوند باشد. «بلّغ ما انزل الیك من ربّك»
گاهى ابلاغ پیام الهى باید در حضور مردم و مراسم عمومى و با بیعت گرفتن باشد، ابلاغ ولایت با سخن كافى نیست، بلكه باید با عمل باشد. «و ان لمتفعل» به جاى «ان لم تبلغ»
احكام و پیامهاى الهى، همه در یك سطح نیست. گاهى كتمان یك حقیقت، با كتمان تمام حقایق برابر است. «و ان لم تفعل فما بلّغتَ رسالته»
اگر رهبرى صحیح نباشد، مكتب نابود و امّت گمراه مىشود. «فمابلّغتَ رسالته»
ركن اصلى اسلام، امامت و حكومت است. «وان لمتفعل فما بلّغتَ رسالته»
انكار ولایت، نوعى كفر است. «انّ اللّه لایهدى القوم الكافرین»
عنصر زمان و مكان، دو اصل مهم در تبلیغ است. (با توجّه به اینكه این آیه در هجدهم ذىالحجّه و در محل جدا شدن كاروانهاى حج نازل شد)