در قرآن، مسألهى شكم و غذا، به عنوان یكى از اسباب آزمایش الهى مطرح شده است، به نمونههاى زیر توجّه كنید:
الف: آدم و حوا در مسألهى غذا شكست خوردند. «لا تقربا هذه الشجرة» 190
ب: بنىاسرائیل در تحریم صید ماهى در شنبهها، شكست خوردند. «ولقد علمتم الّذین اعتدوا منكم فى السبت» 191
ج: یكى از فرماندهان بنىاسرائیل هنگام عبور سربازانش از یك منطقه و رسیدن به نهر، فرمان داد كه از آب آن ننوشند، ولى یارانش جز اندكى، خوردند. «فشربوا منه الاّ قلیلاً» 192
د: روزه گرفتن، خود یك آزمایش بزرگ است.
ه : نزدیك آمدن شكار به حجاج در حالت احرام، كه حقّ صید ندارند. «تناله أیدیكم»
سؤال: انسان كه چیزى را آزمایش مىكند، براى اطلاع و علم است، امّا خداوند كه همه چیز را مىداند چرا آزمایش مىكند؟
پاسخ: حضرت على علیه السلام در نهجالبلاغه مىفرماید: آزمایشات الهى براى آن است تا انسان در برابر حوادث تلخ و شیرین عكسالعمل نشان دهد و در برابر آن، استحقاق كیفر یا پاداش داشته باشد. 193 آرى، خداوند بر اساس عمل، كیفر و پاداش مىدهد نه بر اساس علم خود، همان گونه كه ما نیز به خاطر علم به هنر و كارآیى فردى به او پاداش نمىدهیم، بلكه باید براى ما كارى از خود نشان دهد تا مزد بگیرد.
سؤال: آیا مهمان وزائر خانه خدا، به خاطر شكار حیوانى باید به عذاب دردناك گرفتار شود؟
پاسخ: خود شكاركردن، عذاب دردناك ندارد، بلكه عذاب به خاطر شكستن قداست حرم و اِحرام و قانونشكنى اوست. «مَن اعتدى بعد ذلك فله عذاب الیم»
193) نهجالبلاغه، خطبه 192.
خداترسى آنجا آشكار مىشود كه زمینهى گناه فراهم باشد و انسان خطا نكند. «تناله أیدیكم»
نعمتهاى در دسترس، وسیلهى آزمایشند. «لیبلونّكم اللّه بشىء... تناله ایدیكم»
هر چیزى كه دست ما به آن مىرسد، رزق و حلال نیست. «تناله أیدیكم»
ملاك تقوا، خوف باطنى است، نه تنها حیاى ظاهرى. «یخافه بالغیب»
تكلیف و مسئولیّت، بعد از ابلاغ است. «بعد ذلك»
حاجىكه فرسنگها در بیابانها به عشق حقّ مىرود، گاهى یك شكاركوچك او را از پا در مىآورد و به نافرمانى مىكشد كه نتیجهى آن عذاب الهى است. «مَن اعتدى بعد ذلك فله عذاب الیم»