أَفَعَيِينَا بِٱلۡخَلۡقِ ٱلۡأَوَّلِۚ بَلۡ هُمۡ فِي لَبۡسٍ مِّنۡ خَلۡقٍ جَدِيدٍ
15
أَفَعَيِينَا بِٱلۡخَلۡقِ ٱلۡأَوَّلِۚ بَلۡ هُمۡ فِي لَبۡسٍ مِّنۡ خَلۡقٍ جَدِيدٍ
15
وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَـٰنَ وَنَعۡلَمُ مَا تُوَسۡوِسُ بِهِۦ نَفۡسُهُۥ وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ
16
«وسوسه» در لغت به معناى صداى آهسته است و در اصطلاح، كنایه از افكار ناپسندى است كه بر فكر و دل انسان مىگذرد.
كلمه «ورید» از ریشهى «ورود» به معناى رفتن به سراغ آب است. از آنجا كه این رگ، شاهراه گردش خون میان قلب و دیگر اعضاى بدن است، آن را «ورید» گفتهاند.
براى ارشاد منحرفان، از هر شیوه صحیحى باید استفاده كرد. در آیات قبل نمونههایى از قدرت خداوند در هستى و نمونههایى از سرنوشت شوم كسانى كه تكذیب مىكردند، بیان شد. این آیات، وجدان و عقل مردم را مخاطب قرار داده كه مگر ما در آفرینش اول عاجز شدیم تا از آفرینش دوم بازمانیم.
مشابه جملهى «نحن أقرب الیه من حبل الورید»، این آیه است: «انّ اللّه یحول بین المرء و قلبه»15 خداوند میان انسان و قلب او حایل مىشود.
سرچشمهى وسوسه، سه چیز است:
الف) نفس و خواهشهاى نفسانى. «توسوس به نفسه»
ب) شیطان. «فوسوس لهما الشیطان»16
ج) بعضى انسانها و جنّیان. «الّذى یوسوس فى صدور النّاس من الجِنّة والناس»17
علم خداوند به امور ما به دو علت است:
الف) چون آفریدگار ماست و خالق، مخلوق خود را مىشناسد: «الا یعلم من خلق»18،
«و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه»
ب) چون بر ما احاطه دارد. «نعلم... و نحن أقرب الیه من حبل الورید»
لذا علم خدا دقیق، گسترده و بى واسطه است.
ریشهى شك در معاد دو چیز است:
یكى اینكه خدا از كجا مىداند هر كس چه كرده و ذرّات او در كجاست؟
دیگر اینكه از كجا مىتواند دوباره بیافریند؟
این آیه به هر دو جواب مىدهد:
او مىتواند، چون قبلاً انسان را آفریده است. «ولقد خلقنا الانسان»
او مىداند، چون وسوسههاى نادیدنى را هم مىداند. «نعلم ما توسوس به نفسه»
در گفتگو با مخالف، كوتاهترین و رساترین كلمات را بكار ببرید. «افعیینا بالخلق الاول» (ممكن شمردن یكى و محال شمردن دیگرى تناقض است)
كافران، دلیلى بر انكار معاد ندارند، تنها شك و تردید است. «بل هم فى لبس من خلق جدید»
اگر مىخواهید عقیدهاى سالم داشته باشید باید وسوسهها را از خود دور كرده و نفس خود را اصلاح كنید. (انكار قیامت به خاطر آن است كه خود را از وسوسهها پاك نكردهاید.) «بل هم فى لبس... و نعلم ما توسوس به نفسه»
علم و احاطهى خداوند به بشر، در طول حیات اوست. «نحن أقرب الیه من حبل الورید»