إِنۡ هِيَ إِلَّآ أَسۡمَآءٌ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَـٰنٍۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَمَا تَهۡوَى ٱلۡأَنفُسُ وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلۡهُدَىٰٓ
23
إِنۡ هِيَ إِلَّآ أَسۡمَآءٌ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَـٰنٍۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَمَا تَهۡوَى ٱلۡأَنفُسُ وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلۡهُدَىٰٓ
23
بتپرستان، هر یك از بتها را مظهر امرى مىدانستند؛ یكى را مظهر قدرت، یكى علم، یكى محبّت، یكى خشم و.... قرآن مىفرماید: این عناوین و القاب دهان پركن، هیچ خاصیّتى ندارد و این اسمها، بى مسمّى است.
نیاكان، فرهنگسازان نسل بعد از خود هستند. «سمّیتموها أنتم و آباءكم»
تقلید كوركورانه، گرچه از نیاكان و پدران باشد، ممنوع است. «أنتم و آباءكم»
شرك، برخاسته از خیالپردازى و موهومگرایى است و هیچ گونه پشتوانه منطقى ندارد. «سمّیتموها... ما أنزل اللّه بها من سلطان»
عقاید، باید بر اساس برهان باشد و حدس و گمان و تقلید، كافى نیست. «ما أنزل اللّه بها من سلطان ان یتّبعون الاّ الظن»
هدایت از سوى خداوند است، «جاءهم من ربّهم الهدى» و گمراهى از هواى نفس. «تهوى الانفس»
هوا پرستى، محكوم است. «یتبعون... ما تهوى الانفس»
خداوند، بر همه اتمام حجّت كرده است و پس از آمدن وحى، دیگر انسان عذرى ندارد. «و لقد جاءهم من ربّهم الهدى»
ارشاد و هدایت، از شئون ربوبیّت است. «من ربّهم الهدى»
هرگاه راههایى را محكوم مىكنید، راه حق را ارائه دهید. «جاءهم من ربّهم الهدى»
راه علم و راه وحى، حق است. «سلطان... من ربّهم الهدى» ولى سلیقههاى شخصى «أنتم» و نیاكان «آباءكم» و راه ظنّ و گمان «الا الظنّ» و راه هوى و هوس «تهوى الانفس» همه باطلاند.