إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡـَٔاخِرَةِ لَيُسَمُّونَ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةَ تَسۡمِيَةَ ٱلۡأُنثَىٰ
27
إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡـَٔاخِرَةِ لَيُسَمُّونَ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةَ تَسۡمِيَةَ ٱلۡأُنثَىٰ
27
وَمَا لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغۡنِي مِنَ ٱلۡحَقِّ شَيۡـًٔا
28
نام دختر نهادن بر فرشته، براساس باور باطلى بود كه فرشتگان را دختران خدا مىدانستند.
نقّاشانى كه فرشتگان را به شكل دختر مىكشند، رگههایى از رسومات جاهلى دارند، گرچه ناخودآگاه باشد.
نامگذارى را ساده نیانگارید. كسانى كه نام ناروا بر دیگران مىگذارند، مورد توبیخاند. «لیسمّون الملائكة تسمیة الانثى»
هر كس علم ندارد، ساكت باشد. «لیسمّون الملائكة... ما لهم به من علم»
هر كجا علم نبود، حدس و گمان جولان دارد. «ما لهم به من علم ان یتّبعون الاّ الظن»
در امور اعتقادى، گمان كافى نیست. «انّ الظنّ لایغنى من الحق شیئاً»