سوره قمر - آیات 9 تا 11 جزء 27 - صفحه 529

    ۞ كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٍ فَكَذَّبُواْ عَبۡدَنَا وَقَالُواْ مَجۡنُونٌ وَٱزۡدُجِرَ

    9

    فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنِّي مَغۡلُوبٌ فَٱنتَصِرۡ

    10

    فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٍ مُّنۡهَمِرٍ

    11

تفسیر نور
پیش از این (كفّار كه پیامبر را تكذیب مى‌كنند،) قوم نوح، بنده‌ى ما را تكذیب كردند، و (علاوه بر تكذیب) گفتند: او دیوانه است و از (راه صحیح) بازمانده است. پس نوح پروردگارش را (چنین) خواند كه من مغلوب شده‌ام، پس(به دادم برس و) یاریم كن. پس ما درهاى آسمان را با ریزش باران باز نمودیم.

نکته‌ها
كلمه‌ى «فانتصر» به جاى «فانصر» آمده است، یعنى خداوندا! براى دین خودت مرا یارى كن، نصرت من نصرت راه تو است.2

«منهمر» از «همر» به معناى فرو ریختن اشك و آب است.

امام باقرعلیه السلام فرمود: حضرت نوح نه‌صد و پنجاه سال آشكارا و پنهانى مردم را به راه راست دعوت كرد، ولى چون آنان را سركش دید، دست به دعا برداشت و گفت: «ربّ انّى مغلوب»3

در تمام قرآن یك بار كلمه‌ى مغلوب به كار رفته كه درباره‌ى حضرت نوح است، چنانكه در میان سلام‌هاى الهى بر انبیا نیز فقط یك سلام با جمله‌ى «فى العالمین» آمده كه آن هم درباره‌ى حضرت نوح‌علیه السلام است. «سلام على نوح فى العالمین»4


2) مفردات راغب.

3) تفسیر نورالثقلین.

4) صافّات، 79.

پیام‌ها
خداوند از پیامبر اسلام دلجوئى مى‌كند كه نگران نباش، سایر انبیا نیز مشكلات تو را داشته‌اند. «كذّبت قبلهم قوم نوح»

مطالعه تاریخ گذشتگان، مایه دلگرمى صبر و مقاومت است. «كذّبت قبلهم»

آغاز شدن سخن الهى درباره‌ى اقوام نوح و عاد و ثمود و لوط با جمله‌ى «كذّبت»، نشانه‌ى خطر تكذیب است. «كذّبت قبلهم قوم نوح...» و «كذّبت عاد... كذّبت ثمود... كذّبت قوم لوط» كه در آیات بعد خواهد آمد.

مهم‌ترین ویژگى پیامبران، عبودیت و بندگى خدا بود. «عبدنا»

خلافكاران، با تهمت و افتراى به دیگران كار خود را توجیه مى‌كنند. «كذبوا عبدنا و قالوا مجنون و ازدجر»

انبیا در اوج گرفتارى به لطف الهى امیدوارند. «فدعا ربّه»

مغلوب و ضعیف بودن، نشانه‌ى باطل بودن نیست. «انى مغلوب...»

دعاى انبیا مستجاب است. «فدعا... ففتحنا ابواب السماء»

دعا و قطع امید از مردم، زمینه رهایى و استجابت دعا است. «انى مغلوب... ففتحنا أبواب السّماء»

عوامل طبیعى همچون یاران الهى هستند. «بماء منهمر»

مظاهر رحمت، گاهى وسیله عذاب مى‌شوند. «بماء منهمر»