سوره قمر - آیات 4 تا 6 جزء 27 - صفحه 528

    وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّنَ ٱلۡأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزۡدَجَرٌ

    4

    حِكۡمَةُۢ بَـٰلِغَةٌ‌ فَمَا تُغۡنِ ٱلنُّذُرُ

    5

    فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ‌ۘ يَوۡمَ يَدۡعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَيۡءٍ نُّكُرٍ

    6

تفسیر نور
و همانا از خبرهاى مهم، آن چه مایه دست برداشتن (از كفر) است، براى آنان آمد. (با این كه آن اخبار،) حكمتى رسا بود، ولى بیم‌دهندگان (براى افراد لجوج)، سودى نداشتند. پس، از آنان روى بگردان، (و منتظر باش) روزى را كه آن دعوت كننده، (آنان را) به سوى چیزى ناخوش (و عذاب دوزخ) فرا خواند.

نکته‌ها
«مزدجر» از «زجر» به معناى طرد و منع است، یعنى خبرهایى از قیامت كه مى‌تواند مانع ارتكاب گناه گردد. «نُكُر» به معناى امرى ناشناخته و ناخوشایند است.
پیام‌ها
مصلحان و مبلّغان، باید از تاریخ گذشتگان و حوادث مهم آگاه باشند. «جاءهم من الانباء»

آشنایى با تاریخ مى‌تواند وسیله‌ى هوشیارى و بیدارى و بازدارنده‌ى انسان از گناه باشد. «من الانباء ما فیه مُزدَجر»

اخبار قیامت در قرآن، مى‌تواند وسیله بازداشتن انسان از كفر و گناه باشد. «اقتربت الساعة... الانباء ما فیه مزدجر»

حوادث و داستانهاى واقعى تاریخ، حكمت‌آموز است. «جاءهم من الانباء... حكمة بالغة» تأثیر نكردن تبلیغات دینى پیامبران در مردم، نشانه‌ى بد بودن مبلّغ یا ضعیف بودن مطلب نیست.

خداوند اتمام حجّت مى‌كند، «حكمة بالغة» ولى مردم هشدارها را نادیده مى‌گیرند. «فما تغن النذر»

اگر هوا و هوس‌ها بر انسان حاكم باشد، نه تبلیغ مستقیم پیامبر مؤثر است و نه تبلیغ غیرمستقیم او. «اتّبعوا اهوائهم... جائهم من الانباء مافیه مزدجر... فماتغن النذر»

مربّى حكیم، هشدارهاى خود را در لابلاى داستان‌هاى صحیح بیان مى‌كند. «انباء، حكمة، النذر»

پیام‌هاى قرآن، معقول و قابل شناخت است، نه دور از حیطه‌ى درك بشر. «حكمة بالغة»

دلسوزى و مسئولیّت، حدّ و حدودى دارد و گاهى اعراض لازم است. (بعد از نقل بیان حكمت و هشدارهاى پى‌درپى در هدایت و تربیت، باید اعراض كرد). «فتولّ عنهم» سعدى گوید:

زمین شوره سنبل بر نیارد

در آن تخم عمل ضایع مگردان‌

در قیامت، منادیانى هستند كه مردم را به دوزخ فرامى‌خوانند. «یدع الداع»

صحنه‌هاى قیامت براى منحرفان و افرادى كه پیامبر از آنان رویگردان شده، بسیار، ناخوشایند و غیرمنتظره است. «شى‌ء نُكُر»