مُتَّكِـِٔينَ عَلَىٰ فُرُشِۭ بَطَآئِنُهَا مِنۡ إِسۡتَبۡرَقٍۚ وَجَنَى ٱلۡجَنَّتَيۡنِ دَانٍ
54
مُتَّكِـِٔينَ عَلَىٰ فُرُشِۭ بَطَآئِنُهَا مِنۡ إِسۡتَبۡرَقٍۚ وَجَنَى ٱلۡجَنَّتَيۡنِ دَانٍ
54
فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
55
فِيهِنَّ قَـٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ لَمۡ يَطۡمِثۡهُنَّ إِنسٌ قَبۡلَهُمۡ وَلَا جَآنٌّ
56
فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
57
كَأَنَّهُنَّ ٱلۡيَاقُوتُ وَٱلۡمَرۡجَانُ
58
فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
59
«قاصرات الطرف» یا به معناى چشم ندوختن به دیگران است یا اینكه به خاطر جذّابیت و زیبایى كه دارند، همسرانشان حاضر نیستند چشم از آنان بردارند و نگاه به دیگران كنند.
در این آیات، به كامیابىهاى مادى و طبیعى بهشت اشاره شده است:
1. سكونت در باغ و بستان و كنار چشمهها. « جنّتان، افنان، عینان»
2. بهرهمندى از انواع خوراكىها و میوهها. «كلّ فاكهة زوجان»
3. آسایش و آرامش كامل. «متّكئین»
4. همسرانى پاك و زیبا.130 «قاصرات الطرف»
زنان بهشتى، هم عفیف و پاكدامن هستند، «قاصرات الطرف» هم باكره و دست نخورده، «لم یطمثهنّ...» و هم لطیف و زیبا. «كانهنّ الیاقوت و المرجان»
بهشتیان داراى تمایلات جنسى هستند. «فیهن قاصرات الطرف»
جنّ نیز داراى غریزه جنسى است. «لم یطمثهنّ قبلهم انس و لاجان»
تمایل انسان به پاكى، بكارت و زیبایى همسر، خواستهاى اصیل است، نه تمایلى تلقینى و زائیده فرهنگ و محیط. «لم یطمثهنّ قبلهم...»
زنان بهشتى غیر از همسران بهشتیان در دنیا هستند. زیرا احدى با آنها تماس نگرفته است. «لم یطمثهنّ قبلهم»
اول عفّت زن بعد زیبایى او. ابتدا «لم یطمثهن» و سپس «كانهنّ الیاقوت»