يَطُوفُ عَلَيۡهِمۡ وِلۡدَٰنٌ مُّخَلَّدُونَ
17
يَطُوفُ عَلَيۡهِمۡ وِلۡدَٰنٌ مُّخَلَّدُونَ
17
بِأَكۡوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأۡسٍ مِّن مَّعِينٍ
18
لَّا يُصَدَّعُونَ عَنۡهَا وَلَا يُنزِفُونَ
19
وَفَـٰكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ
20
وَلَحۡمِ طَيۡرٍ مِّمَّا يَشۡتَهُونَ
21
وَحُورٌ عِينٌ
22
كَأَمۡثَـٰلِ ٱللُّؤۡلُوِٕ ٱلۡمَكۡنُونِ
23
جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ
24
بهترین تعبیر در مورد زنان بهشتى، مروارید در صدف است، كه در عین زیبایى و درخشندگى، از دسترس نااهلان در امان و از نگاه نامحرمان به دور است. «حور عین كامثال اللؤلؤ المكنون»
الف: هر لحظه در دسترس مىباشند. «یطوف»
ب: نوجوانانى با قیافهاى زیبا و دلپذیرند. «ولدان»
ج: دلپذیرى آنان موسمى و لحظهاى نیست. «مخلّدون»
د: انواع وسایل پذیرایى را در دست دارند. «أكواب، أباریق، كاس»
ه: پذیرایى ابتدا با مایعات و نوشیدنىهاست. «كأس من معین»
و: آنچه عرضه مىشود، آفاتى ندارد. «لایصدّعون... لاینزفون»
ز: مواد پذیرایى، متعدّد و متنوّع و به انتخاب مهمان است. «فاكهة مما یتخیّرون»
ح: اولویّت با نوشیدنى، سپس میوه و آنگاه غذاى گرم و مطبوع است. «معین، فاكهة، لحم»
گوشت پرنده (گوشت سفید)، بر گوشت چرنده (گوشت قرمز) برترى دارد. «لحم طیر»
در نوع غذا، اشتها نقش اساسى دارد. «مما یشتهون»
زنانى بهشتىاند كه در عین زیبایى، عفیف و پاكدامن باشند. «حور عین كامثال اللؤلؤ المكنون»
تمام اسباب كامیابى، در بهشت فراهم است. «فاكهة... لحم... حور عین»
كامیابىهاى بهشت، دائمى است. «یتخیرون، یشتهون...» (فعل مضارع بر دوام و استمرار دلالت مىكند)
در شیوه تبلیغ و دعوت به نیكىها، از نقش عمل در رسیدن به پاداشهاى اخروى، غفلت نكنیم. «جزاء بما كانوا یعملون»