ثُمَّ إِنَّكُمۡ أَيُّهَا ٱلضَّآلُّونَ ٱلۡمُكَذِّبُونَ
51
ثُمَّ إِنَّكُمۡ أَيُّهَا ٱلضَّآلُّونَ ٱلۡمُكَذِّبُونَ
51
لَـَٔاكِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ
52
فَمَالِـُٔونَ مِنۡهَا ٱلۡبُطُونَ
53
فَشَـٰرِبُونَ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡحَمِيمِ
54
فَشَـٰرِبُونَ شُرۡبَ ٱلۡهِيمِ
55
هَـٰذَا نُزُلُهُمۡ يَوۡمَ ٱلدِّينِ
56
غذاهاى تلخ دنیوى را انسان یا نمىخورد كه در آخرت گنهكار باید بخورد. «لآكلون» یا كم مىخورد، كه در آخرت باید سیر بخورد، «فمالئون منها البطون»، یا با غذاى دیگر جبران مىكند، كه در آخرت غذاى دیگرش آب جوش است، «من الحمیم» و یا با بىمیلى مىخورد، كه در آن روز مثل شتر تشنه به آب رسیده مىخورد. «شرب الهیم»
اصحاب شمال، گمراهان هستند، «أیّها الضّالّون» كه ما در هر نماز از خدا مىخواهیم از آنان نباشیم. «و لا الضّالّین»
بدتر از گمراهى، تكذیب كردن است وگرنه بسیارى از گمراهان، توفیق هدایت مىیابند. «الضالّون المكذّبون»
تمام تحقیرهاى روانى و عذاب جسمانى، پذیرایى مقدّماتى اصحاب شمال است! پس پذیرایى اصلى چیست؟ «هذا نزلهم»
خداوند عادل است و كیفرهاى او عادلانه. همه سختىها نتیجه عملكرد خود انسان است و آن روز، روز كیفر و پاداش است. «یوم الدین»