أَفَرَءَيۡتُم مَّا تَحۡرُثُونَ
63
أَفَرَءَيۡتُم مَّا تَحۡرُثُونَ
63
ءَأَنتُمۡ تَزۡرَعُونَهُۥٓ أَمۡ نَحۡنُ ٱلزَّٰرِعُونَ
64
لَوۡ نَشَآءُ لَجَعَلۡنَـٰهُ حُطَـٰمًا فَظَلۡتُمۡ تَفَكَّهُونَ
65
إِنَّا لَمُغۡرَمُونَ
66
بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ
67
اگر كمى دقّت كنیم، زمین، بدن انسان را به خاك تبدیل مىكند ولى بذر را به خاك تبدیل نمىكند. دانه درون زمین دو حركت متضاد دارد، ساقه به سوى بالا و ریشه به سوى پایین مىرود. ریشه، مواد غذایى را جذب و ساقه، موانع خود را حتى اگر سفت باشد دفع مىكند. یك دانه به چند خوشه تبدیل مىشود و تولید مثل مىكند.
هر نوع تغییر و تحوّلى در طبیعت، براى خداوند یكسان است. حیات یا مرگ موجودات، شیرینى یا تلخى آب، همه در نزد قدرت خداوند یكسان است. «خلقناكم... قدّرنا بینكم الموت»، «نحن الزارعون... لجعلناه حطاماً»، «تشربون... جعلناه اجاجاً»
یكى از راههاى خداشناسى، فرض خلاف وضع موجود است، چنانكه گفتهاند: «تعرف الاشیاء باضدادها» یعنى با تصور ضدّ هر چیزى، جایگاه و اهمیّت آن چیز مشخص مىشود، مثلاً: اگر هر یك از شب یا روز طولانى شود، اگر آبها به زمین فرو رود، اگر كشتها همه خار شود، اگر آبها تلخ شود و... چه كسى مىتواند آن را به وضع موجود تبدیل كند؟
آرى اگر انسان به این نكته توجّه داشته باشد كه هر چه دارد، هر لحظه در معرض تغییر و نابودى است و به پیامدهاى از دست دادن آنها بیاندیشد، ارزش نعمتهاى موجود را بهتر درك خواهد كرد و به لطف و قدرت الهى بیشتر پىمىبرد.
فعل و انفعالات طبیعى با اراده خداوند است. «لو نشاء لجعلناه حطاما»
برخى انسانها، تا محصولشان خار و خاشاك نشود و سرشان به سنگ نخورد، وجدانشان بیدار نمىشود. «حُطاماً... بل نحن محرومون»