قوم حضرت شعیب، به خاطر كم فروشى گرفتار عذاب شدند. در قرآن نیز سه بار از كمفروشى نهى شده است.
كلمهى «كیل» هم به معناى پیمانه است و هم به معناى پیمانه كردن. كلمهى «قسط» هم مىتواند مربوط به «اوفوا» باشد یعنى پرداخت، عادلانه باشد و هم مربوط به «كیل و میزان» باشد، یعنى خود پیمانه و ترازو سالم باشد. البتّه نتیجه هر دو یكى است.
براى حفظ حقوق ایتام باید بهترین طریقهى بهرهگیرى از اموال و دارایى او انتخاب شود. «بالّتى هى أحسن». جز كسانى كه اهلیّت اقتصادى و تقواى كافى دارند، نباید دیگران به مال یتیم نزدیك شوند. «لاتقربوا... الا»
وقتى ایتام به رشد و تجربهى كافى رسیدند، سلطهى خود را از آنان بردارید. «حتى یبلغ أشده»
نظام اقتصادى جامعهى اسلامى باید بر اساس قسط باشد. «بالقسط»
اگر اجراى عدالت در حدّ اعلى ممكن نیست، لااقلّ در حدّ توان و امكان مراعات كنید. «لا نكلّف نفساً الاّ وُسعها»
تمام دستورات و اوامر و نواهى الهى، فوق طاقت انسان نیست. «لا نكلّف نفساً الاّ وُسعها»
بدون قدرت، تكلیفى نیست. «لا نكلّف نفساً الاّ وُسعها»
در اسلام، «تكلیف» به اندازهى «توان» است. هركه تواناتر، تكلیفش هم سنگینتر. «لا نكلّف نفساً الاّ وُسعها»
عدالت، هم در رفتار و هم در گفتار، یك اصل است. «اوفوا الكیل... و اذا قلتم فاعدلوا» (در گواهىها، وصیّتها، قضاوتها، صدور حكمها، انتقادها و ستایشها، عدالت را مراعات كنیم.)
به پیمانهاى الهى (كه شامل فرمانهاى عقل و وحى و وجدان وفطرت مىشود) وفادار باشیم. («عهد اللَّه» هم شامل پیمانى است كه خدا با انسان دارد و هم پیمانى كه انسان با خدا مىبندد) «بعهد اللّه اوفوا»
رابطهى خویشاوندى را بر ضابطهى حقّ و عدل، ترجیح ندهیم. «فاعدلوا ولو كان ذا قربى»