سوره انعام - آیه 159 جزء 8 - صفحه 150

    إِنَّ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمۡ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسۡتَ مِنۡهُمۡ فِي شَيۡءٍ‌ۚ إِنَّمَآ أَمۡرُهُمۡ إِلَى ٱللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفۡعَلُونَ

    159

تفسیر نور
(اى پیامبر!) تو را با كسانى كه دین خود را پراكنده ساخته و گروه گروه شدند، هیچ گونه ارتباطى نیست. (تو مسئول آنان نیستى و) سرنوشت كارشان تنها با خداست، آنگاه او آنان را به عملكردشان آگاه خواهد كرد.

نکته‌ها
تفرقه‌افكنى در دین، یعنى بدعت‌گذارى و تفسیر دین به رأى خود كه در قرآن و حدیث، شدیدترین تعبیرات، درباره این گونه كسان آمده است. به برخى از این نمونه‌ها توجّه كنید:

قرآن مى‌گوید: واى بر آنان كه با دست خود مطلبى مى‌نویسند، سپس مى‌گویند: این از طرف خداوند است. 519

على علیه السلام مى‌فرماید: هرگاه بدعتى آید، سنّتى مى‌رود. 520 و یكى از وظایف انبیا و علما، بدعت‌زدایى و جلوگیرى از تحریف‌هاست. 521

در روایات آمده است: توبه‌ى صاحب بدعت، پذیرفته نمى‌شود. 522

خداوند، هیچ عملى را از بدعتگذار قبول نمى‌كند. 523

كسى كه به بدعتگذار احترام گذارد یا لبخندى بزند، در فروپاشى دین گام برداشته است.

رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: هرگاه در میان امّتم اختلاف شد، هر كس طبق سنّت و گفته من عمل كند و سراغ راه و روش دیگران نرود، پاداش صد شهید خواهد داشت. 524

در قرآن، بارها از یهود، به خاطر تحریف‌هایى كه علمایشان در دین پدید آوردند انتقاد شده است. درباره حضرت موسى علیه السلام هم مى‌خوانیم: وقتى از كوه طور برگشت و انحراف و گوساله‌پرستى قوم خود را دید، از فرط ناراحتى الواح تورات را بر زمین افكند و ریش برادرش را كه جانشین او بود گرفت و گفت: چرا امّتم منحرف شدند؟ هارون در پاسخ گفت: ترسیدم اگر براى جلوگیرى از انحرافشان شدّت عمل به خرج دهم، مردم متفرّق شوند و تو بگویى چرا مردم فرقه فرقه شدند (تفرقه‌اى كه با بازگشت تو هم قابل اصلاح نباشد).

این آیات و روایات، مسئولیّت سنگین دین شناسان را در حفظ اصالت مكتب و مقابله با انحرافات فكرى، در عین حفظ وحدت اجتماعى امّت، بیان مى‌كند.


519) بقره، 79.

520) بحار، ج‌2، ص 264.

521) الحیاة، ج‌2، ص 344.

522) بحار، ج‌72، ص‌216.

523) كنزالعمّال، حدیث 1115.

524) بحار، ج‌2، ص‌262.

پیام‌ها
میان معارف دینى تفاوتى نیست، باید به همه ایمان داشت و عمل كرد، نه فقط بعضى. «انّ الّذین فرّقوا دینهم»

از عوامل تفرقه و جدایى، تغییر و تحریف در مكتب است. «انّ الّذین فرّقوا دینهم و كانوا شیعاً»

با آنان كه مجموعه‌ى مكتب اسلام را قبول ندارند، نباید همكارى كرد آنان از امّت محمّد محسوب نخواهند شد. «لستَ منهم فى شى‌ء» آنان مورد تهدید خداوند هستند. «انّما امرهم الى اللَّه»

تفرقه‌افكنى در دین، نوعى شرك است. «فرّقوا دینهم... لستَ منهم فى شى‌ء» در آیات 32 و 33 روم آمده است. «ولا تكونوا من المشركین . من الّذین فرّقوا دینهم» از مشركین نباشید همان كسانى كه در دین خود تفرقه به وجود آوردند.