مرگ، بر حیات احاطه دارد و حیات بر نُسُك، و نُسُك بر نماز. بنابراین، نماز، هستهى مركزى در درون عبادات است.
اسلام، به معناى تسلیم بودن در برابر امر خداوند است و به همهى انبیا نسبت داده شده است. حضرت نوحعلیه السلام خود را مسلمان دانسته است، «اُمرت اَن اكون من المسلمین» 530 حضرت ابراهیمعلیه السلام از خداوند مىخواهد كه او و ذریّهاش را تسلیم او قرار دهد. «و اجعلنا مسلمین لك و من ذریّتنا اُمّة مسلمة لك» 531 ، حضرت یوسفعلیه السلام نیز از خداوند مسلمان مردن را درخواست مىكند: «توفّنى مسلماً» 532 و پیامبر اسلامصلى الله علیه وآله نیز اوّلین مسلمان است، «و انا اوّل المسلمین» به این معنا كه یا در زمان خودش، یا در رتبه و مقام تسلیم، مقدّم بر همه است.
532) یوف، 101.
با آنكه نماز، جزو عبادات است، ولى، جدا ذكر شده تا اهمیّت آن را نشان دهد. «صلاتى و نُسُكى»
انسانهاى مخلص، مسیر تكوینى (مرگ و حیات) و مسیر تشریعى خود (نماز و نُسُك) را فقط براى خداوند عالمیان مىدانند. «انّ صلاتى و نُسُكى و محیاى و مماتى للّه»
آنگونه كه در نماز قصد قربت مىكنیم، در هر نفس كشیدن و زنده بودن و مردن هم مىتوان قصد قربت كرد. «محیاى و مماتى للّه...»
مرگ و حیات مهم نیست، مهم آن است كه آنها براى خدا و در راه خدا باشد. «محیاى و مماتى للّه»
آنچه براى خدا باشد، رشد مىكند. «للّه ربّ العالمین»
مرگ و زندگى دست ما نیست، ولى جهت دادن به آن دست ماست. «للّه»
اخلاص در كارها، فرمان الهى است. «بذلك امرت»
پیشواى جامعه، باید در پیمودن راه و پیاده كردن فرمان الهى، پیشگام باشد. «اوّل المسلین»