حضرت على علیه السلام در تفسیر عبارت «انّما هو اله واحد» فرمودند: اگر خدایان دیگرى بودند، آنها هم پیامبرانى مىفرستادند. 268
عدّهاى را به عنوان اسیر نزد پیامبراكرمصلى الله علیه وآله آوردند، حضرت از آنان پرسید: آیا تاكنون دعوت به اسلام شدهاید؟ گفتند: نه، حضرت فرمود: همه را به محل اَمن برسانند و آزادشان كنند، زیرا كسى كه هنوز نداى اسلام را نشنیده است نباید اسیر نمود، سپس این آیه را تلاوت فرمود: «لانذركم به و من بلغ» 269
امام صادق علیه السلام فرمودند: انذار همیشگى باید همراه با منذر همیشگى باشد. پس امامت و رهبرى الهى نیز تا ابد باید همراه قرآن باشد. 270
معمولاً در انسانها انگیزهى دفع ضرر، قوىتر از جلب منفعت است. لذا قرآن، به مسألهى انذار تأكید كرده است. «لانذركم» در آیات دیگر نیز مىخوانیم: «ان أنت الاّ نذیر» 271 ، «انّما أنا نذیر مبین» 272
در احادیث متعدّدى «مَن بَلَغ» به ائمّه معصومینعلیهم السلام تفسیر شده است. 273
امام صادقعلیه السلام نیز درباره «مَن بَلغ» فرمودند: مقصود كسى است كه وظیفه امامت به او رسیده است و او همانند پیامبر، مردم را با قرآن انذار مىكند. 274
269) تفسیر درّالمنثور.
270) تفسیر صافى.
273) تفسیر عیّاشى.
274) كافى، ج1، ص416.
طرح و بیان حقایق به شكل سؤال و جواب از شیوههاى تبلیغى قرآن است. «قل اىّ شىء...قل اللَّه»
غفلت و سهو و فراموشى و محدودیّت، هم قدرت خبرگیرى انسان را كم مىكند، هم قدرت گواه بودن او را، و چون خدا از این عوارض دور است، پس بزرگترین شاهدها خداوند است. «أكبر شهادة قل اللَّه»
قرآن، بزرگترین گواه بر رسالت پیامبر است. «اللَّه شهید بینى و... هذا القرآن»
براى مردم غافل، سخن گفتن از زاویهى انذار مؤثّرتر است. «لانذركم»
رسالت حضرت محمد صلى الله علیه وآله جهانى و جاودانى و براى همهى مردم در همهى عصرها و نسلهاست. «لانذركم به و مَن بلغ»
تا قانون به مردم ابلاغ نشود، توبیخ و مسئولیّتى در كار نیست. «و من بلغ» و به اصطلاح علم اصول، عِقاب بدون بیان، قبیح است.
از جمله شرایط لازم براى رهبر آسمانى: ایمان به مكتب: «اوحى الى هذا القرآن»، امید به آینده «و مَن بَلَغ»، صلابت «قل لا أشهد» و برائت از شرك است. «انّنى برىء ممّا تشركون»