در قرآن، 21 مرتبه از «أجل مسمّى» سخن به میان آمده است.
خداوند براى عمر انسان دو نوع زمانبندى قرار داده: یكى حتمى كه اگر همهى مراقبتها هم به عمل آید، عمر (مانند نفت چراغ) تمام مىشود. و دیگرى غیر حتمى كه مربوط به كردار خودمان است، مثل چراغى كه نفت دارد، ولى آن را در معرض طوفان قرار دهیم.
در روایات، كارهایى چون صلهى رحم، صدقه، زكات و دعا سبب طول عمر و اعمالى چون قطع رحم و ظلم، سبب كوتاه شدن عمر دانسته شده است. 233
امام باقرعلیه السلام در مورد «أجلاً و أجلٌ» فرمود: آنها دو أجل هستند: یكى محتوم و قطعى و دیگرى موقوف (یعنى مشروط و معلّق). 234
به نقل ابنعباس، خداوند براى انسان دو أجل قرار داده: یكى از تولّد تا مرگ، دیگرى از مرگ تا قیامت. انسان با اعمال خود، گاهى از یكى مىكاهد وبه دیگرى مىافزاید. پس پایان أجل هیچكس قابل تغییر نیست. «ومایُعمَّر مِن مُعَمَّرٍ ولایَنقَصُ مِن عُمُرِه الاّ فى كتاب» 235
234) كافى، ج1، ص147.
تنها خداوند بر أجل مسمّى (أجل قطعى)، آگاه است. «أجل مسمّى عنده»
با آنكه آفرینش و پایان كار انسان، همه از خدا و به دست اوست، پس چرا در مبدأ و معاد شك كنیم؟ «ثم انتم تمترون»