قُلۡ هُوَ ٱلرَّحۡمَـٰنُ ءَامَنَّا بِهِۦ وَعَلَيۡهِ تَوَكَّلۡنَا فَسَتَعۡلَمُونَ مَنۡ هُوَ فِي ضَلَـٰلٍ مُّبِينٍ
29
قُلۡ هُوَ ٱلرَّحۡمَـٰنُ ءَامَنَّا بِهِۦ وَعَلَيۡهِ تَوَكَّلۡنَا فَسَتَعۡلَمُونَ مَنۡ هُوَ فِي ضَلَـٰلٍ مُّبِينٍ
29
قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَصۡبَحَ مَآؤُكُمۡ غَوۡرًا فَمَن يَأۡتِيكُم بِمَآءٍ مَّعِينِۭ
30
«غَور» به معناى فرورفتن در عمق است و «مَعین» به معناى آسان و روان است.
آخرین آیه به منزله تفسیر آیه قبل است. در آیه 29 مىفرماید: «قل هو الرحمن» و در آیه 30، نمونه رحمت را آب روان، ذكر مىكند. در آیه اول مىفرماید: بر او توكل كردیم و در آیه بعد مىفرماید: دلیل توكل بر او این است كه اگر آب مورد نیاز به زمین فرو رود، هیچ كس نمىتواند آن را بیاورد.
امام باقرعلیه السلام (در تأویل آیه) فرمود: اگر امام شما غایب باشد چه كسى براى شما امام ظاهر مىفرستد كه اخبار آسمانها و زمین و حلال و حرام را براى شما بگوید؟ «ان اصبح ماءكم غوراً...»34
در برابر كفّار، دو عامل ایمان و توكل وسیله نجات شماست. «آمنّا... توكّلنا»
توكّل، ثمره ایمان و ملازم آن است. «آمنّا... توكّلنا»
ایمان به سرچشمه رحمت ارزش دارد نه به بتهاى جامد. «هو الرّحمن آمنّا»
با توكّل بر خداوند، كفّار آرزوى خود را به گور خواهند برد. «علیه توكلنا فستعلمون...»
پایان كار ملاك است نه آغاز آن. «فستعلمون من هو فى ضلال مبین»
ابتدا زیربناى اعتقادى خود را محكم كنید و بعد به تهدید دشمن بپردازید. «آمنّا... توكّلنا... فستعلمون...»
قاطع و استوار سخن گفتن رهبر جامعه اسلامى، سبب دلگرمى خودىها و دلهره بیگانگان مىشود. «قل هو الرّحمن... فستعلمون...»
احتمال بروز خطر براى دورى از بىتفاوتى و غفلت كافى است. «اِن اصبح ماءكم غوراً»
دست خداوند در تغییر قوانین هستى باز است. «اِن اصبح ماءكم غوراً»