سوره ملک - آیات 3 تا 4 جزء 29 - صفحه 562

    ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَـٰوَٰتٍ طِبَاقًا‌ مَّا تَرَىٰ فِي خَلۡقِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ مِن تَفَـٰوُتٍ‌ فَٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ هَلۡ تَرَىٰ مِن فُطُورٍ

    3

    ثُمَّ ٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ كَرَّتَيۡنِ يَنقَلِبۡ إِلَيۡكَ ٱلۡبَصَرُ خَاسِئًا وَهُوَ حَسِيرٌ

    4

تفسیر نور
همان كسى‌كه هفت آسمان را طبقه طبقه آفرید. در آفرینش خداوند رحمان هیچ خللى نمى‌بینى. بار دیگر دیده باز كن، آیا هیچ شكافى مى‌بینى؟ باز، پى در پى چشم خود را برگردان (و تماشا كن، خواهى دید كه) چشم در حالى كه خسته و ناتوان است به سوى تو بازمى‌گردد (بدون آن كه نقص وخللى مشاهده كند).

نکته ها
«طباق»، يا مصدر «طابق» يا جمع «طبق» است؛ در صورت اول‌ «سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً» به معناى آن است كه آسمان‌ها متناسب و مطابق يكديگرند و در صورت دوم به معناى آن است كه آسمان‌ها هفت طبقه بر فراز يكديگرند.

«تَفاوُتٍ» از «فَوْتَ» به معناى بروز اختلال و ناهماهنگى و «فُطُورٍ» به معناى شكاف از طول است. «خاسِئاً» به معناى خسته و ناكام و «حَسِيرٌ» به معناى ناتوان است.

تلخى‌ها و كمبودها در نزد انسان‌هاى سطحى ناگوار به نظر مى‌آيد و گرنه محقّقان به هر چيز با ديده مثبت مى‌نگرند. ترشى و فلفل براى كودك ناگوار است، ولى براى والدين او، ترشى به اندازه مربّا، ارزشمند است.

«مصباح» از «صبح»، وسيله‌اى است كه شب را همانند صبح، روشن كند، مانند چراغ.

در اين آيات، سه تعبير در مورد ستارگان آسمان آمده است. 1. مصباح و چراغ؛ 2. زينت و جلوه؛ 3. رجم شياطين.

در آيات هفتم و هشتم سوره صافّات خوانديم كه شيطان‌ها براى استراق سمع و شنود اخبار آسمان، قصد نفوذ به آن جا را دارند ولى هر بار مورد هدف قرار مى‌گيرند و رانده مى‌شوند و اين گونه ستارگان وسيله حفظ آسمان هستند.

پیام ها
1- نظام آفرينش بر اساس رحمت خداوند است. «فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ»

2- نظام موجود، نظام احسن است و در نظام آفرينش، هيچ نقص و كمبودى وجود ندارد. «ما تَرى‌ فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ»

3- خداشناسى بايد بر اساس نظر و دقت باشد، تا ايمان انسان به عظمت هستى و قدرت آفريدگار بيشتر شود. فَارْجِعِ الْبَصَرَ ... ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ

4- براى كسب معرفت، يك بار ديدن و نظر كردن كافى نيست. فَارْجِعِ الْبَصَرَ ... ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ‌ (در اين آيه كلمه‌ «تَرى‌» دو بار و كلمه «بصر» سه بار همراه با لفظ «كَرَّتَيْنِ» تكرار شده است.)

5- خداوندى كه كار خود را محكم و حكيمانه انجام داده است، از دقّت نظر ديگران نگران نيست، بلكه ديگران را به بازديد دعوت مى‌كند. فَارْجِعِ الْبَصَرَ ... ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ

6- خداوند از آفريدن خسته نمى‌شود: «وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ»

ولى چشم ما از نگاه به آفريده‌هاى او خسته مى‌شود. «يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ»

7- زينت، يكى از خواسته‌هاى فطرى بشر است. (يكى از نعمت‌هاى ستارگان، زينت بودن آنها شمرده شده است. «زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا»

8- آفريده‌هاى الهى در عين استوارى و استحكام، «سَبْعاً شِداداً»

از زينت ويژه‌اى برخوردارند. (در معمارى علاوه بر استحكام ساختمان، زيبايى نماى‌ بنا نيز بايد مورد توجّه باشد.) «زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا»

9- آفريده‌هاى الهى داراى كاربردهاى گوناگونى هستند. «بِمَصابِيحَ‌- رُجُوماً»

10- در برابر دشمن نبايد انفعالى برخورد كرد؛ برخورد ما با دشمن بايد تهاجمى باشد. «رُجُوماً لِلشَّياطِينِ»

11- شياطين به آسمان‌ها نيز طمع دارند. «رُجُوماً لِلشَّياطِينِ»

12- شياطين، ضربه پذيرند. «رُجُوماً لِلشَّياطِينِ»