وَجَآءَ فِرۡعَوۡنُ وَمَن قَبۡلَهُۥ وَٱلۡمُؤۡتَفِكَـٰتُ بِٱلۡخَاطِئَةِ
9
وَجَآءَ فِرۡعَوۡنُ وَمَن قَبۡلَهُۥ وَٱلۡمُؤۡتَفِكَـٰتُ بِٱلۡخَاطِئَةِ
9
فَعَصَوۡاْ رَسُولَ رَبِّهِمۡ فَأَخَذَهُمۡ أَخۡذَةً رَّابِيَةً
10
إِنَّا لَمَّا طَغَا ٱلۡمَآءُ حَمَلۡنَـٰكُمۡ فِي ٱلۡجَارِيَةِ
11
لِنَجۡعَلَهَا لَكُمۡ تَذۡكِرَةً وَتَعِيَهَآ أُذُنٌ وَٰعِيَةٌ
12
«تَعیها» از «وَعى» به معناى حفظ و فهم و پذیرش است.
زمخشرى، فخررازى، مراغى، قرطبى، از مفسّران اهل سنّت و شیخ طبرسى، ابوالفتوح رازى و علامه طباطبایى از مفسّران شیعه، روایاتى را نقل كردهاند كه بر اساس آن، «اُذن وادعیة» به حضرت علىعلیه السلام تطبیق شده است. و مفرد بودن كلمه «اُذُن» تأیید همین نكته است كه آن كه تمام حقایق را حفظ كرده یك گوش بیشتر نبوده است.
اطاعت از پیامبران، واجب و مخالفت آنان سبب نابودى است. «فعصوا رسول ربّهم فاخذناهم اخذة رابیة»
نافرمانى انبیا، كیفر دنیوى نیز دارد. «فعصوا... فاخذهم»
خداوند اتمام حجّت مىكند، اول پیامبر مىفرستد، اگرد مردم نافرمانى كنند، با قهر خود آنان را مىگیرد. «فعصوا رسول... فاخذهم اخذة رابیة»
قهر الهى شدید است. «اخذةً رابیة»
خداوند در لابلاى قهر و عذاب، به گروهى لطف مىكند. «لمّا طغا الماء حملناكم فى الجاریة»
مردم جزیرة العرب از باقیمانده نسل نوحند. «حملناكم»
از حوادث تلخ باید عبرت گرفت. «لنجعلها لكم تذكرة»
حفظ آثار و تاریخ و كلمات یك ارزش است. «تعیها اذن واعیة»
شنیدنى ارزش دارد كه همراه با فهم و حفظ باشد. «تعیها اذن واعیة»