سوره حاقه - آیات 25 تا 34 جزء 29 - صفحه 567

    وَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَـٰبَهُۥ بِشِمَالِهِۦ فَيَقُولُ يَـٰلَيۡتَنِي لَمۡ أُوتَ كِتَـٰبِيَهۡ

    25

    وَلَمۡ أَدۡرِ مَا حِسَابِيَهۡ

    26

    يَـٰلَيۡتَهَا كَانَتِ ٱلۡقَاضِيَةَ

    27

    مَآ أَغۡنَىٰ عَنِّي مَالِيَهۡۜ

    28

    هَلَكَ عَنِّي سُلۡطَـٰنِيَهۡ

    29

    خُذُوهُ فَغُلُّوهُ

    30

    ثُمَّ ٱلۡجَحِيمَ صَلُّوهُ

    31

    ثُمَّ فِي سِلۡسِلَةٍ ذَرۡعُهَا سَبۡعُونَ ذِرَاعًا فَٱسۡلُكُوهُ

    32

    إِنَّهُۥ كَانَ لَا يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ ٱلۡعَظِيمِ

    33

    وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ

    34

تفسیر نور
و امّا كسى كه نامه عملش به دست چپش داده شود، مى‌گوید: اى كاش نامه‌ام به من داده نشده بود. و نمى‌دانستم حسابم چیست؟ اى كاش مرگ پایان كارم بود (و دیگر زنده نمى‌شدم). دارائى من رفع نیازى از من نكرد. قدرتم از دستم برفت. (گفته مى‌شود:) او را بگیرید و در غل بكشید. سپس او را در آتش شعله‌ور وارد بیندازید. سپس در زنجیرى كه هفتاد ذراع باشد درآورید. همانا او به خداى بزرگ ایمان نمى‌آورد. و بر طعام دادن به نیازمندان ترغیب نمى‌كرد.

نکته‌ها
«ذِراع» فاصله آرنج تا نوك انگشتان است و در قدیم معیارى براى اندازه‌گیرى بوده است و كلمه «هفتاد» یا به معناى حقیقى است و یا كنایه از زنجیر طولانى مى‌باشد.

«جَحیم» از «جحمة»، به آتش شعله ور گویند.

امام صادق‌علیه السلام فرمود: اگر یك حلقه از آن زنجیرى كه دوزخیان را با آن به بند مى‌كشند، بر دنیا نهاده شود، دنیا از شدّت حرارت، ذوب مى‌شود.6

در این آیه، كفر و بخل و بى‌تفاوتى نسبت به محرومان در كنارهم آمده است. «لا یؤمن باللّه... لا یحضّ»

گرفتن و بستن و كشاندن و به دوزخ پرتاب كردن، بیانگر نهایت حقارت و ذلت دوزخیان است. «خذوه فغلّوه... صلّوه... فاسلكوه»


6) تفسیر نورالثقلین.
پیام‌ها
مقایسه میان عاقبت خوبان و بدان، شیوه‌اى قرآنى براى شناخت بهتر حقایق است. «اوتى كتابه بیمینه... اوتى كتابه بشماله»

در تربیت و هدایت، بشارت و هشدار در كنار هم لازم است. «اوتى كتابه بیمینه... اوتى كتابه بشماله»

آگاهى از آینده، گامى براى تصمیم‌گیرى صحیح امروز است. «فیقول یا لیتنى»

روزنه امید براى خلافكاران در آخرت بسته مى‌شود. تا قبل از دیدن نامه عمل امیدى داشت ولى بعد از آن فقط حسرت مى‌خورد. «یا لیتنى... یا لیتها»

ثروت و قدرت، در قیامت كارآیى ندارد. «ما اغنى عنّى مالیه هلك عنّى سلطانیة»

ثروت‌اندوزى در دنیا، سبب حسرت در قیامت است. «ما اغنى عنّى مالیه»

كیفر دستهایى كه در دنیا براى هرگونه فساد و ستم باز بود، غل و زنجیر قیامت است. «فغلّوه»

انسانى كه در قلبش نور معرفت خدا و در عملش، خدمت به مردم نباشد، بهتر كه بسوزد. «لا یؤمن... و لا یحضّ»

توجه به گرسنگان، در كنار ایمان به خدا مطرح است. «لا یؤمن... و لایحضّ»

بر فرض كه خود، توان كمك نداشته باشیم، باید دیگران را براى كمك به گرسنگان تشویق كنیم. «و لا یحضّ على طعام المسكین»

رسیدگى به فقرا شرط ندارد كه فقیر، مؤمن باشد. «و لا یحضّ على طعام المسكین»