سوره اعراف - آیه 133 جزء 9 - صفحه 166
  • فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمُ ٱلطُّوفَانَ وَٱلۡجَرَادَ وَٱلۡقُمَّلَ وَٱلضَّفَادِعَ وَٱلدَّمَ ءَايَـٰتٍ مُّفَصَّلَـٰتٍ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ وَكَانُواْ قَوۡمًا مُّجۡرِمِينَ
    133
تفسیر نور
پس ما بر آنان طوفان و (هجوم) ملخ و حیوانات كوچك و قورباغه‌ها و (جریان) خون را به صورت نشانه‌هاى جدا جدا، فرستادیم، امّا باز هم تكبّر ورزیدند وآنان گروهى بدكار بودند.

نکته‌ها
«طوفان»، در فارسى به معناى تندباد است، امّا عرب آن را به معناى سیل كوبنده به كار مى‌برد. البتّه بعضى به هر حادثه‌ى عمومى و وحشتناك، طوفان گفته‌اند. «قُمَّل»، به حیوانات كوچك از قبیل شپش، مورچه و آفات حبوبات و نوعى حشرات گفته مى‌شود. 237

خون، یكى از نشانه‌هاى خداوند بر قوم بنى‌اسرائیل بود و مراد، خون شدن آبها یا خون دماغ شدن عموم مردم است كه نوعى عذاب الهى بود.

عذاب‌هاى طوفان، خون و هجوم ملخ، تنها نسبت به فرعونیان بود و بنى‌اسرائیل از آن درامان بودند. داستان این عذاب‌ها در تورات نیز آمده است. 238 هر بار كه بلایى به آنها مى‌رسید، دست به دامن موسى مى‌شدند و قول مى‌دادند كه اگر خدا رفع بلا كند ایمان بیاورند، آن حضرت مى‌پذیرفت و از خدا درخواست نموده و بلا برطرف مى‌شد، امّا آنان باز دست از كفر و لجاجت خود بر نمى‌داشتند. چنانكه در آیات بعد نیز بیان مى‌شود.


237) مفردات راغب‌

238) درتورات، خون شدن آبها در سِفر خروج، باب 7 آیه‌ى 20، هجوم پشه، در باب 8 آیه‌ى 7، بارش تگرگ، در باب 9 آیه‌ى 25 و هجوم ملخ‌ها، در باب 10 آیه‌ى 14 آمده است‌

پیام‌ها
پس از هشدار و اتمام حجّت خداوند و لجاجت و بى‌توجّهى مردم، نوبت به كیفرهاى سخت مى‌رسد. بدنبال آیات قبل فرمود: «فأرسلنا علیهم...»

آنچه مایه‌ى رحمت است، به اراده‌ى الهى است. اگر او بخواهد، آب وسیله‌ى رحمت مى‌گردد، و اگر بخواهد، وسیله‌ى عذاب خواهد بود. «فارسلنا علیهم الطوفان»

حیوانات، مأموران الهى‌اند، گاهى مأمور رحمتند، مثل تار عنكبوت بر در غار، براى حفاظت پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله و گاهى مأمور عذاب مى‌باشند، مثل أبابیل، قورباغه، ملخ و... «فارسلنا علیهم... الجراد و القمّل و الضفادع» و در واقع هستى فرمان‌بردار خداوند است. «و للّه جنود السموات و الارض» 239

بلاها اغلب جنبه تربیتى دارد و گاهى پس از هر كیفرى، مهلتى براى فكر و توبه و بازگشت است. «مفصّلات»

گناه، زمینه‌ساز تكبّر و تكبّر، زمینه‌ى انكار است. «فاستكبروا و كانوا قوماً مجرمین»


239) فتح، 4 و 7