یاران موسى علیه السلام با دیدن آن همه معجزات، باز هم تقاضاى دیدن خدا یا شنیدن صداى خدا را داشتند، درحالى كه آن هفتاد نفر، برگزیدهى حضرت موسى از میان هفتصد نفر بودند كه به كوه طور رفته و گرفتار قهر الهى شدند، زیرا كسى كه معجزهاى دید، نباید بهانه بیاورد.
در عدد «هفتاد» نیز مانند عدد «چهل»، راز و رمزى نهفته است.
وقتى برگزیدگان پیامبرى همچون موسى علیه السلام چنین از كار درآیند، چگونه مىتوان گفت: مردم عادّى، امام را برگزینند؟! حضرت مهدى علیه السلام در پاسخ كسى كه پرسید چرا مردم حقّ انتخاب امام را ندارند؟ فرمودند: حضرت موسى كه هفتاد نفر را انتخاب كرد معلوم شد لایق نبودند، پس وقتى انتخاب شدگان پیامبرى مثل موسى منحرف شدند، انتخابشدگان مردم چه وضعى خواهند داشت. 285
مردن، از تحمّل فشار حرف مردم آسانتر است. «لو شئت أهلكتهم من قبل و ایّاى» (یعنى اى كاش قبل از آمدن مردم همراه من به كوه طور، جان ما را مىگرفتى كه تحمّل اینكه بگویند: تو بهترینها را برگزیدى و به قتلگاه بردى و آنان را نابود كردى و... سختتر است.)
پیامبران در حركات خود، به ظاهر عمل مىكنند نه به علم غیب. از این رو گاهى برگزیدگان انبیا نیز نالایق در مىآیند. «بما فعل السفهاء منّا»
گاهى آتش قهر الهى چنان فراگیر است كه خشك و تر را با هم مىسوزاند. «أتهلكنا بما فعل السفهاء» (خوبان را به خاطر سكوت و بىتفاوتى)
بهانهگیرى، نشانهى سفاهت است. «السفهاء»
بلاها و حوادث، گاهى آزمایش الهى است، «اِن هِىَ الاّ فتنتك...» كه در آن افراد شناخته شده و صفها از هم جدا مىشود. «تضلّ... تهدى»
ستایش خداوند پیش از دعا، از آداب دعاست. «أنت ولیّنا فاغفرلنا»
تا صفحهى روح از آلودگى گناه پاك نشود، رحمت الهى را جذب نمىكند. «اغفر لنا و ارحمنا»
آمرزش و عفو الهى، (بر خلاف بخشش مردم كه یا با تأخیر است، یا همراه با منّت و تحقیر،) بهترین بخشایشهاست. «خیر الغافرین»