فرمان این بود كه بنىاسرائیل هنگام ورود به سرزمین مقدّس، با این كلمه از خداوند آمرزش بطلبند، ولى آنان از روى استهزا، كلمه را عوض كردند و گفتند: «حنطة». 306
مشابه این آیه، با تفاوتى اندك در سورهى بقره (آیات 58 و 59) نیز آمده است.
در روایات متعدّد، امامان معصوم علیهم السلام فرمودند: «نحن باب حطّتكم» باب حطّهى شما ماییم. یعنى اگر در مدار حكومت و ولایت ما وارد شوید، مورد لطف قرار مىگیرید. 307
بسیارى از مفسّران مراد از قریه را بیتالمقدّس دانستهاند.
سیر طبیعى آن است كه ابتدا با آدابى كه سفارش شده داخل شهر شده، سپس آن را مسكن قرار داده و آنگاه از غذاهاى آنجا بخورند، ولى در این آیه اوّل مسكن و غذا آمده، بعد توبه و مغفرت و ورود به شهر، شاید به خاطر آن كه تأمین مسكن و غذا، زمینه و بسترى است كه دستورات اخلاقى را بپذیرند.
307) تفسیر كنزالدقائق
براى آوارگان، مسكن مهمترین مسئله است. (ابتدا از مسكن سخن به میان آمده است) «اُسكنوا هذه القریة»
بیتالمقدّس، سرزمینى پر نعمت است. «كلوا منها حیث شئتم»
خداوند، همهى نیازهاى مادّى ومعنوى، دنیوى و اخروى بشر را تأمین مىكند و براى برخوردارى از نعمتهایى چون مسكن، غذا، عفو ولطف، دستور مىدهد كه دعا و استغفار كنند و سجده نمایند. «اسكنوا... كلوا... قولوا حطّة»
خداوند، با یك عذرخواهى و توبهى خالصانه، «قولوا حطّة» گناهان بسیارى را مىبخشد. «نغفر لكم خطیئاتكم» چنانكه در دعا مىخوانیم: «یا مَن یقبل الیَسیر و یَعفو عن الكثیر» اى خدایى كه كم را مىپذیرى و گناه زیاد را مىبخشایى.
براى دریافت لطف و آمرزش الهى، هم استغفار و دعا لازم است، هم عمل. «قولوا حطّة و ادخلوا الباب»
ورود به مكانهاى مقدّس، ادب وآداب ویژهاى دارد.«وادخلوا الباب سجّداً»
باید میان نیكوكار و گنهكار، تفاوت باشد. وقتى خطاكاران بخشوده مىشوند، نیكوكاران هم از درجه و لطف بیشترى برخوردار مىگردند. «سنزید المحسنین»
در نظام مدیریّت و تشویق دیگران، باید همواره نیكوكاران را امتیاز داد. «سنزید المحسنین»