سَآءَ مَثَلًا ٱلۡقَوۡمُ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـَٔايَـٰتِنَا وَأَنفُسَهُمۡ كَانُواْ يَظۡلِمُونَ
177
سَآءَ مَثَلًا ٱلۡقَوۡمُ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـَٔايَـٰتِنَا وَأَنفُسَهُمۡ كَانُواْ يَظۡلِمُونَ
177
مَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلۡمُهۡتَدِي وَمَن يُضۡلِلۡ فَأُوْلَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَـٰسِرُونَ
178
جان گرگان و سگان هر یك جداست متّحد جانهاى شیران خداست
گرچه هدایت و گمراهى به دست خداست، ولى جنبهى اجبار ندارد و بىدلیل و بىحساب نیست. خداوند حكیم و رحیم است و تا انسان زمینه را به دست خویش فراهم نسازد، مشمول لطف یا قهر الهى نمىشود.
تكذیب آیات الهى، ظلم به خویش است، نه خداوند. «أنفسهم كانوا یظلمون» مقدّمداشتن «انفسهم» بر «یظلمون»، نشانهى انحصار است.
هدایت به دست خداوند است و اگر لطف او نباشد، علم به تنهایى سبب نجات و هدایت نمىشود. «من یهد اللّه»
هدایتیافتگان از هر گونه زیان و خسران دور هستند، زیرا ضلالت سرچشمهى خسارت است. «مَن یضلل اللّه فاولئك هم الخاسرون»