سوره اعراف - آیات 201 تا 202 جزء 9 - صفحه 176
  • إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ إِذَا مَسَّهُمۡ طَـٰٓئِفٌ مِّنَ ٱلشَّيۡطَـٰنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبۡصِرُونَ
    201
  • وَإِخۡوَٰنُهُمۡ يَمُدُّونَهُمۡ فِي ٱلۡغَيِّ ثُمَّ لَا يُقۡصِرُونَ
    202
تفسیر نور
همانا كسانى كه تقوا پیشه كرده‌اند، هرگاه وسوسه‌هاى) شیطانى به آنان نزدیك شود، متوجّه مى‌شوند (وخدا را یاد مى‌كنند)، آنگاه بینا مى‌گردند. و برادرانشان، (شیطان صفتان گمراه،) آنان را در انحراف مى‌كشند و نگه مى‌دارند و هیچ كوتاهى نمى‌كنند.

نکته‌ها
كلمه‌ى «مس»، به معناى اصابت و برخورد كردن همراه با لمس نمودن مى‌باشد. «طائف»، به معنى طواف كننده است، گویا وسوسه‌هاى شیطانى همچون طواف كننده‌اى پیرامون فكر و روح انسان پیوسته گردش مى‌كند تا راهى براى نفوذ بیابد. 401

شاید مراد از توجّه در این آیه، تذكّر به شنوایى و بینایى خداوند است كه در پایان آیه‌ى قبل آمده بود، یعنى توجّه مى‌كنند كه خدا كار آنها را مى‌بیند و حرفشان را مى‌شنود و این توجّه به حضور خداوند، سبب ترك گناه مى‌شود. چنانكه امام صادق علیه السلام درباره‌ى این آیه فرمود: وسوسه گناه به سراغ بنده مى‌آید، او به یاد خداوند مى‌افتد، متذكّر شده و انجام نمى‌دهد. 402

در برخى روایات، ذكر «لااله الاّ اللّه» براى دفع وسوسه‌هاى شیطان توصیه شده است. 403

وسوسه‌ى شیطان، گاهى از دور است، «فوسوس الیه» 404 ، گاهى از طریق نفوذ در روح و جان، «فى صدور النّاس» 405 ، گاهى با همنشینى، «فهو له قرین» 406 ، گاهى هم از طریق رابطه و تماس. «مسّهم»


401) تفسیر نمونه‌

402) تفسیر نورالثقلین‌

403) تفسیر اثنى عشرى‌

404) طه، 120

405) ناس، 5

406) زخرف، 36

پیام‌ها
شیطان، سراغ انسان‌هاى با تقوا و مؤمن هم مى‌رود. «انّ الّذین اتّقوا اذا مسّهم»

شیطان‌ها براى انحراف، پیوسته در حال گشت و طوافند. «طائف»

(وسوسه‌هاى نفسانى و شیطانى، مثل میكرب همه جا وجود دارند و دنبال ایمان‌هاى ضعیفند تا در آنها نفوذ كنند.)

گاهى ممكن است علما، مربّیان و مصلحان، مورد تماس‌هاى مشكوك براى القاى خط انحرافى قرار گیرند كه باید هشیار باشند و در مسیر خواسته‌هاى دشمن قرار نگیرند و به خدا پناه ببرند. «اذا مسّهم... تذكّروا»

یاد خدا، به انسان بصیرت مى‌دهد و او را از وسوسه‌ها نگاه مى‌دارد. «تذكّروا، مبصرون»

متّقى، به خدا توجّه كرده و شیطان‌شناس و آگاه است. «اتّقوا... تذكّروا»

گناهكاران و گرفتاران شیطان، كورند و نجات یافتگان از دام‌هاى ابلیس، بینایند. «مبصرون»

اگر جامعه از نظر اخلاقى، سیاسى، اقتصادى و نظامى، پاك و متّقى باشد، رفت و آمدها وتماس‌ها با شیطان صفتان در آنها كارساز نخواهد بود. «تذكّروا، مبصرون»

اگر تقوا و تذكّر نباشد، شیطان‌ها با انسان برادر مى‌شوند و تماس آنها، آسان و مؤثّر مى‌گردد و انسان را به عمق گمراهى مى‌كشانند. «اخوانهم یمدّونهف فى الغىّ»

راه انحراف، نهایت و حدّ ندارد. «یمدّونهم فى الغىّ»

خداوند، صالحان متّقى را تحت ولایت قرار مى‌دهد، چنانكه در آیات قبل خواندیم، «انّ ولىّ اللّه... و هو یتولّى الصالحین» ولى بى‌تقوایان، گرفتار اُخوّت شیطانى مى‌شوند. «اخوانهم یمدّونهم فى الغىّ»

شیطان‌ها، پس از به گمراهى كشاندن انسان‌هایى كه برادر آنها شده‌اند، دست‌بردار نیستند و همچنان آنان را در منجلاب گمراهى فرو مى‌برند. «فى الغىّ لایقصرون»

شیطان صفتان، در مسیر انحراف به كسى رحم نمى‌كنند و از هیچ كس دست برنمى‌دارند. «لا یقصرون»