شاید مراد از توجّه در این آیه، تذكّر به شنوایى و بینایى خداوند است كه در پایان آیهى قبل آمده بود، یعنى توجّه مىكنند كه خدا كار آنها را مىبیند و حرفشان را مىشنود و این توجّه به حضور خداوند، سبب ترك گناه مىشود. چنانكه امام صادق علیه السلام دربارهى این آیه فرمود: وسوسه گناه به سراغ بنده مىآید، او به یاد خداوند مىافتد، متذكّر شده و انجام نمىدهد. 402
در برخى روایات، ذكر «لااله الاّ اللّه» براى دفع وسوسههاى شیطان توصیه شده است. 403
وسوسهى شیطان، گاهى از دور است، «فوسوس الیه» 404 ، گاهى از طریق نفوذ در روح و جان، «فى صدور النّاس» 405 ، گاهى با همنشینى، «فهو له قرین» 406 ، گاهى هم از طریق رابطه و تماس. «مسّهم»
402) تفسیر نورالثقلین
403) تفسیر اثنى عشرى
شیطانها براى انحراف، پیوسته در حال گشت و طوافند. «طائف»
(وسوسههاى نفسانى و شیطانى، مثل میكرب همه جا وجود دارند و دنبال ایمانهاى ضعیفند تا در آنها نفوذ كنند.)
گاهى ممكن است علما، مربّیان و مصلحان، مورد تماسهاى مشكوك براى القاى خط انحرافى قرار گیرند كه باید هشیار باشند و در مسیر خواستههاى دشمن قرار نگیرند و به خدا پناه ببرند. «اذا مسّهم... تذكّروا»
یاد خدا، به انسان بصیرت مىدهد و او را از وسوسهها نگاه مىدارد. «تذكّروا، مبصرون»
متّقى، به خدا توجّه كرده و شیطانشناس و آگاه است. «اتّقوا... تذكّروا»
گناهكاران و گرفتاران شیطان، كورند و نجات یافتگان از دامهاى ابلیس، بینایند. «مبصرون»
اگر جامعه از نظر اخلاقى، سیاسى، اقتصادى و نظامى، پاك و متّقى باشد، رفت و آمدها وتماسها با شیطان صفتان در آنها كارساز نخواهد بود. «تذكّروا، مبصرون»
اگر تقوا و تذكّر نباشد، شیطانها با انسان برادر مىشوند و تماس آنها، آسان و مؤثّر مىگردد و انسان را به عمق گمراهى مىكشانند. «اخوانهم یمدّونهف فى الغىّ»
راه انحراف، نهایت و حدّ ندارد. «یمدّونهم فى الغىّ»
خداوند، صالحان متّقى را تحت ولایت قرار مىدهد، چنانكه در آیات قبل خواندیم، «انّ ولىّ اللّه... و هو یتولّى الصالحین» ولى بىتقوایان، گرفتار اُخوّت شیطانى مىشوند. «اخوانهم یمدّونهم فى الغىّ»
شیطانها، پس از به گمراهى كشاندن انسانهایى كه برادر آنها شدهاند، دستبردار نیستند و همچنان آنان را در منجلاب گمراهى فرو مىبرند. «فى الغىّ لایقصرون»
شیطان صفتان، در مسیر انحراف به كسى رحم نمىكنند و از هیچ كس دست برنمىدارند. «لا یقصرون»