«یخصفان» از «خصف»، به معناى جمع كردن، دوختن و وصله كردن است.
خطاب خداوند با كلمهى «ندا» آمده است، «ناداهما»، ندا براى خطاب دور است، گویا آدم و همسرش با خوردن از درخت نهى شده، از قرب خدا دور شدند.
عدّهاى از مفسّران مانند سید مرتضى، طبرسى و ابوالفتوح رازى مىگویند: اخراج حضرت آدم از بهشت و آمدن به زمین، از باب مصلحت بود نه از جهت عقوبت و جزا. 53
حربهى شیطان، فریب و غرور است. «بغرور»
تمایل به وسوسههاى شیطان، همچون دستیابى به طنابى سست و كوتاه و سقوط در چاه گناه است. «دلّاهما»
توجّه نكردن به فرامین و ارشادات الهى مهم است، چه كم چه زیاد. «فلمّا ذاقا» در ارتكاب گناه، كوچك و بزرگ مطرح نیست، مهم گستاخى بر گناه است. لذا گاهى گناه اندك نیز باعث رسوایى وسقوط انسان مىشود.
برهنگى، نوعى كیفر الهى است، (نه نشانهى كمال و تمدّن). «فلمّا ذاقا الشجرة بدت لهما سواتهما...»
گاهى سقوط گام به گام است؛ ابتدا ایجاد فكر انحرافى، «فدلاّهما بغرور» سپس انجام منهیّات و خوردن چیزهاى ممنوع، «فلمّا ذاقا الشجرة» و آنگاه سقوط و برهنگى. «بدت لهما سؤاتهما»
توجّه نكردن به ارشادات الهى و خوردن غذاى منع شده، زمینهى برهنگى است. «ذاقا... بدت لهما سواتهما»
زشتى برهنگى و كرامت پوشش، جزو فطرت انسان است. «وطفقا یخصفان»
پوشش ارزش است، گرچه با سادهترین وسیله باشد. «ورق الجَنّة»
احكام و اوامر ونواهى و هشدارهاى خداوند همواره در جهت رشد و تربیت انسان است. «ناداهما ربّهما ألم انهكما»
حضرت آدم و حوّا پس از خوردن از آن درخت ممنوعه، از جایگاه عالى خود دور شدند. «تلكما الشجرة» و نفرمود: «هذه الشجرة»
خداوند بدون اتمام حجّت، كسى را توبیخ نمىكند. «ألم اَنهكما... اَقُل لكما»
در مسیر راه خدا، لازم است دشمنان را بشناسیم. «عدوّ مبین»
با آنكه عداوت شیطان آشكار است، امّا انسان از خطر و دشمنى او غافل مىشود. «عدوّ مبین»