فَرِيقًا هَدَىٰ وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلضَّلَـٰلَةُۚ إِنَّهُمُ ٱتَّخَذُواْ ٱلشَّيَـٰطِينَ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَيَحۡسَبُونَ أَنَّهُم مُّهۡتَدُونَ
30
فَرِيقًا هَدَىٰ وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلضَّلَـٰلَةُۚ إِنَّهُمُ ٱتَّخَذُواْ ٱلشَّيَـٰطِينَ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَيَحۡسَبُونَ أَنَّهُم مُّهۡتَدُونَ
30
تا زمانى كه از خدا نبریدهایم، تمام وسوسهى شیطان با یاد او و توبه قابل جبران است، «مَسّهم طائف من الشّیطان تذكّروا» 69 ولى بریدن از خدا سبب افتادن در دام شیطان و سلطهى او مىشود كه قابل جبران نیست. «حقّ علیهم الضّلالة انّهم اتّخذوا الشیطان اولیاء»
انسان آزاد است و مىتواند ولایت الهى را انتخاب كند یا ولایت شیطان را. «انّهم اتّخذوا الشیاطین»
دیدگاه منحرفان، واقعبینانه نیست، بلكه خیالپردازانه است. «یحسبون انّهم مهتدون»
انحراف فكرى و جهل مركّب، (گمراه بودن ولى خود را در راه حقّ دیدن،) از بدترین انحرافات است. «یَحسبون انّهم مهتدون» چنانكه در جاى دیگر مىخوانیم: «قل هل ننبّئكم بالاخسرین أعمالاً. الّذین ضَلّ سعیهم فى الحیاة الدّنیا و هم یحسبون انّهم یحسنون صُنعاً» 70