«اِثم»، گناهى است كه سقوط انسان را در پى داشته باشد و «بَغى»، تجاوز به حقّ دیگران است. این آیه، انواع گناهان اعتقادى و زبانى را در بر دارد.
در روایات، مراد از گناه باطنى، پذیرش ولایت رهبران ستمگر دانسته شده است. 87
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: كسى كه بدون علم و آگاهى حكمى صادر كند، فرشتگان آسمان و زمین او را لعنت مىكنند. 88
زراره از امام صادق علیه السلام پرسید: حجّت خداوند بر بندگانش چیست؟ حضرت فرمودند: «أن یقولوا ما یعلمون و یقفوا عند ما لایعلمون» 89 تنها آنچه را مىدانند بگویند و اگر نمىدانند، سكوت كرده و بازایستند.
88) تفسیر نمونه
89) تفسیر فرقان
حلالها بسیار است، ولى حرامها اندك و محدود كه موارد آن در قرآن و روایات بیان شده است. «انّما حرّم... ان یقولوا على اللّه ما لاتعلمون»
گناه، گناه است و قبح ذاتى و عقلى دارد، گرچه مردم نفهمند. «وما بطن»
مشركان، براى اعتقاد خود استدلالى ندارند. «لم ینزّل به سلطاناً»
در تبلیغ و نهى از منكر، ابتدا راههاى حلال و معروف ارائه شود، سپس نهى از منكرات و اعلام كارهاى حرام. (آیه قبل حلالها را بیان كرد، این آیه محرّمات را). «قل من حرّم زینة اللّه... انّما حرّم ربّى»
برهان و استدلال، نوعى افاضه و لطف الهى است كه بر عقل و جان القا مىشود. «ما لمینزّل به سلطاناً»
استناد هر چیز به خداوند باید متّكى بر علم ودلیل باشد. «ما لمینزّل به سلطاناً» آرى، هرگونه ادّعایى خصوصاً در مورد هستى باید با دلیل و منطق باشد.