سوره اعراف - آیه 95 جزء 9 - صفحه 162
  • ثُمَّ بَدَّلۡنَا مَكَانَ ٱلسَّيِّئَةِ ٱلۡحَسَنَةَ حَتَّىٰ عَفَواْ وَّقَالُواْ قَدۡ مَسَّ ءَابَآءَنَا ٱلضَّرَّآءُ وَٱلسَّرَّآءُ فَأَخَذۡنَـٰهُم بَغۡتَةً وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ
    95
تفسیر نور
سپس به جاى ناخوشى، خوشى قرار دادیم تا آنكه فزونى یافته و انبوه شدند و گفتند: به پدران ما نیز (به طور طبیعى) رنجها و خوشى‌ها رسیده بود (و این حوادث تلخ و شیرین، نشانه‌ى قهر یا لطف خدا نیست). پس آنان را ناگهانى (با قهر خود) گرفتیم، در حالى كه درك نمى‌كردند.

نکته‌ها
«عَفَوا»، به معناى كثرت مال و فرزندان، یا ترك كردن و اعراض نمودن است. لطف خدا درباره آنان به حدّ وفور رسید، ولى آنان به هوش نیامدند و عبرت نگرفتند. نظیر این آیه در سوره‌ى انعام آیه 44 آمده است: «فلمّا نسوا ما ذكّروا به فتحنا علیهم أبواب كلّ شى‌ء حتّى اذا فرحوا بما أوتوا أخذناهم بغتة» چون تذكّرات ما را فراموش كردند، درهاى نعمت‌ها را به رویشان گشودیم و پس از كامیابى‌ها، ناگهان گرفتار قهر خویش كردیم. مثل بیمارى كه پزشك از بهبود او مأیوس شده و مى‌گوید: هر چه میل دارد به او بدهید، كارش تمام است.

ممكن است براى آیه معناى دیگرى نیز باشد از جمله: بعد از رفع بلا، نسل بعد مى‌گفتند: حوادث تلخ مخصوص پدران ما بوده و ما در امان هستیم. 185 غافل از آنكه سنّت خداوند بر مبتلا ساختن همه‌ى نسل‌هاست و این‌گونه غفلت‌ها، زمینه‌ى قهر الهى است.


185) ترجمه الهى‌قمشه‌اى‌
پیام‌ها
گاهى رفاه، بینش و تحلیل‌هاى نادرست، عامل نسیان و طغیان مى‌شود. «قد مسّ آباءنا الضرّاء»

هر نوع خوشى و رفاهى نشانه‌ى لطف نیست، گاهى زمینه‌ساز قهر الهى است. «حتّى عفواْ... فاخذناهم بغتة»

بیشتر مردودین در آزمایش‌هاى‌الهى، مرفّهانند نه محرومان.«حتّى‌عفوا وقالوا...»

قهر الهى، خبر نمى‌كند و ناگهان مى‌رسد. «بغتة»

از كنار حوادث تلخ و شیرین بى‌تفاوت گذشتن و عبرت نگرفتن، نشانه بى‌شعورى است. «لا یشعرون»

غوطه‌ور شدن در دنیا و غفلت از یاد خدا، انسان را به عذابى ناگهانى و غافلگیرانه دچار مى‌كند. «فاخذناهم بغتة و هم لایشعرون»