وَأَنَّهُۥ تَعَـٰلَىٰ جَدُّ رَبِّنَا مَا ٱتَّخَذَ صَـٰحِبَةً وَلَا وَلَدًا
3
وَأَنَّهُۥ تَعَـٰلَىٰ جَدُّ رَبِّنَا مَا ٱتَّخَذَ صَـٰحِبَةً وَلَا وَلَدًا
3
وَأَنَّهُۥ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى ٱللَّهِ شَطَطًا
4
وَأَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّن تَقُولَ ٱلۡإِنسُ وَٱلۡجِنُّ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا
5
«شطط» به معناى سخن ظالمانه و دور از حق است. و مراد از «سفیهنا» یا گروه بىخردان و یا شخص ابلیس است كه از جن بود و به خداوند اعتراض كرد و از حق دور شد.
جن نیز مىداند كه خداوند همسر و فرزند ندارد. «ما اتّخذ صاحبة و لا ولداً»
همسر و فرزند داشتن دور از شأن یكتایى و بى نیازى خداست. «تعالى جدّ ربّنا ما اتّخذ صاحبة و لا ولداً»
سخن ناحق گفتن نشانه سفاهت است.«یقول سفیهنا على اللّه شططا»
جنّ از افكار و عقاید انسانها آگاه است. «و انّا ظنّنا ان لن تقول الانس و الجن على اللّه كذباً»