فَأَرَىٰهُ ٱلۡـَٔايَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ
20
فَأَرَىٰهُ ٱلۡـَٔايَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ
20
فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ
21
ثُمَّ أَدۡبَرَ يَسۡعَىٰ
22
فَحَشَرَ فَنَادَىٰ
23
فَقَالَ أَنَاْ رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ
24
فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡـَٔاخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ
25
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةً لِّمَن يَخۡشَىٰٓ
26
«نكال»، كیفر و مجازاتى است كه هر كس آن را ببیند یا بشنود، از ارتكاب مثل آن خوددارى كند. عذاب آخرت، از آن جهت نكال نامیده شده، كه هركس آن را بشنود، از هر عملى كه وى را گرفتار سازد، خوددارى مىكند.20
طاغوتها براى حفظ كیان خود از منحرفان استمداد مىكنند. «فحشر فنادى»
ادّعاى نبوّت و انتظار تسلیم شدن دیگران، به معجزه آوردن نیاز دارد. «اهدیك... فاراه الآیة الكبرى»
در برخى متكبران، حتى بزرگترین معجزات كارساز نیست. «الآیة الكبرى فكذّب»
معجزات انبیا یكسان نیست. «الآیة الكبرى»
تكذیب انبیا، براى نافرمانى از تعالیم آنان و آزاد بودن از قید و بندهاى دینى است. «فكذّب و عصى»
كسانى كه از استدلال و گفتگوى مستقیم عاجزند، پشت پرده تلاش مىكنند. «فكذّب... ثمّ ادبر یسعى»
جوّ سازى و شعار و هیاهو، از ابزار فرعونهاست. «فحشر فنادى»
مردم داراى فطرت خداجویى هستند. طاغوتها مسیر آن را متوجه خود مىكنند. «انا ربّكم»
مستكبران، روزى به زانو در خواهند آمد. «انا ربّكم... فاَخَذَه اللّه»
تاریخ وسیله عبرت است، نه سرگرمى و پركردن ایام فراغت. «لعبرةً»
از تاریخ آن قسمتى را بازگو كنید كه سازنده و عبرتآموز باشد. «لعبرةً»
عبرتها بسیار است، عبرت گرفتن مهم است كه به آمادگى روحى نیاز دارد. «لعبرةً لمن یخشى»