يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ
6
يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ
6
تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ
7
قُلُوبٌ يَوۡمَئِذٍ وَاجِفَةٌ
8
أَبۡصَـٰرُهَا خَـٰشِعَةٌ
9
يَقُولُونَ أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ
10
أَءِذَا كُنَّا عِظَـٰمًا نَّخِرَةً
11
قَالُواْ تِلۡكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ
12
فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٌ وَٰحِدَةٌ
13
فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ
14
«رادفة» از «ردیف» به معناى در پى آمدن است و به پس لرزهها گفته مىشود. شاید زمین لرزه اول به خاطر صور اول باشد كه همه مىمیرند و مراد از «رادفة» صور دوم باشد كه همه زنده مىشوند، چنانكه در آیه 68 سوره زمر به هر دو امر تصریح شده است.
«واجفة» به حركت یا اضطراب شدید و سریع گفته مىشود و «خاشعة» به كسى گویند كه سر به زیر انداخته و به زمین چشم دوخته است.
«حافرة» به معناى آغاز و ابتداى هر چیزى است. بنابراین كافران از بازگشت به زندگى نخستین تعجّب مىكردند. امّا ممكن است «حافرة» به معناى «محفورة» باشد، یعنى قبرى كه در زمین حفر مىكنند، كه در این صورت معنا چنین مىشود: آیا بعد از مردن، از قبرهایمان برمى گردیم و زنده مىشویم؟13
«نخرة» استخوان پوسیدهاى است كه با اندك فشارى از هم بپاشد.
دلهایى كه در دنیا از خوف خدا لرزان باشد «وجلت قلوبهم»14 در آخرت در امان است. «لاخوف علیهم و لا هم یحزنون»15 و دلهایى كه در دنیا آرامش غافلانه دارند، آنجا مضطربند. «قلوب یومئذ واجفة»
«زجر»، راندن با فریاد و صداست و «زجرة» شاید همان نفحه دوم در صور باشد كه مقدّمه زنده شدن تمام مردگان مىشود و «ساهرة» زمین هموار قیامت است، زیرا در آن سرزمین، چشمها به خواب نمىرود و در حال سَهَر است.
زلزلههاى قیامت در یك مرحله نیست، پىدرپى هستند. «الراجفة... الرادفة»
در قیامت همه نگران نیستند، بعضى دلها دلهره دارند. «قلوبٌ»
ارتباط عمیقى بین روح و جسم برقرار است.«قلوب... واجفة، ابصارها خاشعة»
گروهى از مردم، با طرح سؤالات تكرارى، وقوع قیامت را انكار مىكنند. «یقولون ءانّا لمردودون؟»