در احادیث آمده است كه خداوند به خاطر وجود برخى افراد پاك و علماى ربّانى، سختى و عذاب را از دیگران برمىدارد. چنانكه در ماجراى قلع و قمع قوم لوط، حضرت ابراهیم به فرشتگان مأمور عذاب گفت: «انّ فیها لوطاً» یعنى آیا با وجود یك مرد خدایى در منطقه، آنجا را نابود مىسازید؟! فرشتگان گفتند: ما مىدانیم كه لوط در آنجاست و به او دستور خارج شدن از آنجا را دادهایم. 507 یا حضرت على علیه السلام پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود: یكى از دو امان از میان ما رفت، أمن دیگر را كه استغفار است حفظ كنید. 508 و یا در روایت مىخوانیم امام رضا علیه السلام به زكریا ابن آدم فرمود: در شهر قم بمان كه خداوند همان گونه كه به واسطهى امام كاظم علیه السلام بلا و عذاب را از اهل بغداد برداشت، به واسطهى وجود تو نیز بلا را از آن شهر دور مىكند. 509
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: مرگ و زندگى من براى شما خیر است؛ در زمان حیاتم خداوند عذاب را از شما بر مىدارد و پس از مرگم نیز با عرضهى اعمالتان به من، با استغفار و طلب بخشش من، مشمول خیر مىشوید. «امّا فى مماتى فتعرض علىّ اعمالكم فاستغفر لكم» 510
نافرمانى و انجام بعضى گناهان، از اسباب نزول بلا و عذاب الهى است، و راه جبران آن توبه و استغفار است. «و ما كان اللّه معذّبهم و هم یستغفرون» چنانكه در دعاى كمیل مىخوانیم: «اللّهم اغفر لى الذنوب الّتى تنزل البلاء» وهمان گونه كه خداوند در آیهاى دیگر مىفرماید: «و ما كان ربّك لیهلك القرى بظلم و أهلها مصلحون» 511 تا وقتى كه مردم اهل صلاح و اصلاح باشند، خداوند آنان را هلاك نمىكند.
508) نهج البلاغه، حكمت 88
509) بحار، ج57، ص217
510) تفسیر نورالثقلین
استغفار، مانع بلاست. «و ما كان اللّه معذّبهم و هم یستغفرون» (برگشت از كفر و الحاد نیز نوعى استغفار است.)
توبه و استغفار، اهمیّت ویژهاى نزد خدا دارد، چنانكه سرنوشت امّتى را نیز تغییر مىدهد. «و ما كان اللّه معذّبهم و هم یستغفرون»