إِذۡ يَقُولُ ٱلۡمُنَـٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَـٰٓؤُلَآءِ دِينُهُمۡ وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
49
إِذۡ يَقُولُ ٱلۡمُنَـٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَـٰٓؤُلَآءِ دِينُهُمۡ وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
49
ممكن است مراد از منافقان، برخى مسلمانان مدینه باشند، و مراد از «و الّذین فى قلوبهم مرض»، افراد ضعیفالایمان مكّه. 546 و ممكن است منافقان، آنانى باشند كه در مدینه، به ظاهر ادّعاى مسلمانى داشتند و یا آنان كه در مكّه مسلمان شدند، ولى از حمایت پیامبر و هجرت با مسلمین، سرباز زدند.
منافقان، مسلمانان را فریبخورده و مغرور مىپندارند. (و مىگویند: مگر مىتوان با «اللّه اكبر» و با دست خالى به جنگ سلاح رفت؟! مگر مىشود...) «غرّ هؤلاء دینهم»
گرایشها ودیدگاهها، در نوع برداشت انسان تأثیرگذار است. از یك عمل، چند برداشت مىشود؛ یكى توكّل مىپندارد و دیگرى فریبخوردگى وغرور. «اذ یقول المنافقون و الّذین فى قلوبهم مرض غرّ هؤلاء... و من یتوكّل»
توكّل بر خدا، از حساب غرور، جداست. «ومن یتوكّل...» (توكّل بر خداوند در جنگ بدر، عامل پیروزى شد)
باید بر قدرتى توكّل و اعتماد كرد كه شكست ناپذیر است و تمام كارهایش حكیمانه باشد. «عزیز حكیم» (قدرت خداوند، همراه با عزّت وحكمت است)