آنان دربارهى حقّ (بودنِ جنگ بدر)، پس از آنكه روشن شده بود، با تو مجادله مىكنند. (چنان ترسیدهاند كه) گویى به سوى مرگ رانده مىشوند و (نابودى خود را) مىنگرند.
نکتهها
جدال گروهى از مسلمانان با پیامبر صلى الله علیه وآله، در مسیر جنگ بدر، بر سر این بود كه امكانات و نفرات كافى ندارند و تنها براى تصاحب اموال تجّار قریش خارج شدهاند، نه براى جنگ با لشكر قریش و با اینكه این واقعیّت را مىدانستند كه فرمان خداوند است، ولى از اعتراض خود دستبردار نبودند؛ البتّه بعضى هم مانند مقداد مىگفتند: ما مثل اصحاب موسى علیه السلام نمىنشینیم كه بگوییم شما بروید بجنگید، بلكه اهل جنگیم و هر چه فرمان دهى مىپذیریم. ولى بعضى از روى ترس و اینكه آمادگى جنگ ندارند، با رسول خدا صلى الله علیه وآله مجادله مىكردند و حركت به سوى جهاد و جنگ بدر را به منزلهى حركت به سوى مرگ مىپنداشتند. ولى حوادث پس از آن وپیروزى در جنگ نشان داد كه آنان اشتباه مىكردهاند.
جدال و گفتگویى كه براى انكار حقّ باشد مطرود است و آن اقسامى دارد:
الف: گاهى پس از روشن شدن حقّ است. «یجادلونك فى الحقّ بعد ما تبیّن»
ب: گاهى از روى علم و آگاهى نیست. «فلم تحاجّون فیما لیس لكم به علم» 425
ج: گاهى براى از بین بردن حقّ است. «و یجادل الّذین كفروا بالباطل لیدحضوا به الحقّ» 426
البتّه گاهى بحث و مجادله براى تصدیق حقّ است كه باید به نیكوترین شكل صورت بگیرد و نیكوترین آنها، بهترین است. «و جادلهم بالّتى هى احسن» 427
425) آلعمران، 66
426) كهف، 56
427) نحل، 125
پیامها

همهى یاران پیامبر صلى الله علیه وآله، مطیع امر آن حضرت نبودند. «
یجادلونك»
افراد تنپرور و ترسو، براى گریز از فرمان حقّ و جهاد، همیشه دست به جدال و توجیه زده و بهانهجویى مىكنند. «یجادلونك فى الحقّ»
اگر روحیّهها و انگیزهها سالم نباشد، دانستن حقّ به تنهایى كارساز نیست. «بعد ما تبیّن»
گاهى انسان چنان سقوط مىكند كه با شناخت حقّ و فرمان حقّ، باز مخالفت مىكند. «یجادلونك فى الحقّ بعد ما تبیّن»
حركت سربازان ضعیف الایمان و بىروحیه به سوى نبرد، بسیار دشوار و همراه با ترس و دلهرهى فراوان است. «یُساقون الى الموت»