يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ حَسۡبُكَ ٱللَّهُ وَمَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ
64
يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ حَسۡبُكَ ٱللَّهُ وَمَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ
64
برطبق معناى اوّل، مؤمنان در سایهى خداوند، حامى پیامبرند و بر طبق معناى دوّم، مؤمنین در كنار پیامبر، تحت حمایت الهى هستند.
گروهى از یهودیانِ بنىقریظه و بنىنضیر، به دروغ به پیامبر صلى الله علیه وآله پیشنهاد یارى دادند، آیه نازل شد كه مؤمنان براى تو كافى هستند. در ضمن این آیه مقدّمهى فرمان جهاد در آیهى بعد است.
در كتاب «فضائل الصحابه» از حافظ ابونعیم، از علماى اهلسنّت آمده است: مراد از «مؤمنین» در این آیه، علىابنابىطالب علیهما السلام است. 561
اگر استمداد از مردم و دلگرمى به حمایتشان با توجّه به خواست خدا باشد، منافاتى با توحید ندارد. شرك آنجاست كه در برابر قدرت و خواست خدا، تكیه به دیگران شود. امّا تا وقتى دلها و اندیشهها و حمایتها را شعاعى از ارادهى الهى بدانیم، در مدار توحید قرار داریم. «حسبك اللّه و من اتّبعك»
حمایت خداوند از مؤمنان، مشروط به پیروى آنان از پیامبر است. «حسبك اللّه و من اتّبعك من المؤمنین»
برخى از مسلمانان، مطیع و پیرو پیامبر نبودند. «من المؤمنین» (در صورتى كه مراد از «مِن»، (بعضیّه) یعنى بعضى باشد، نه (بیانیّه) و بیان كلمهى «اتّبعك»)