فَإِذَا جَآءَتِ ٱلصَّآخَّةُ
33
فَإِذَا جَآءَتِ ٱلصَّآخَّةُ
33
يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ
34
وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ
35
وَصَـٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ
36
لِكُلِّ ٱمۡرِيٍٕ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٍ شَأۡنٌ يُغۡنِيهِ
37
در آیات قبل، از معاش بحث شد و در این آیات از معاد گفتگو مىشود.
در باره انگیزه فرار انسان از برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندان، مطالبى مىتوان گفت، از جمله اینكه مىگریزد تا مبادا برادرش از حقوق خود مطالبه كند و او را گرفتار سازد.
مىگریزد تا مورد تقاضاى دیگران قرار نگیرد. مىگریزد تا رسوایى او را دیگران نفهمند. مىگریزد تا به كار خود برسد و تكلیفش زودتر روشن شود. «لكلّ امرىء منهم یومئذ شأن یغنیه»
روابط خویشاوندى، در قیامت گسسته مىشود.«یفرّ المرء من اخیه و...»
در قیامت، هركس به فكر نجات خویش است. «لكلّ امرىء... شأن یُغنیه»
در قیامت، فرصت براى پرداختن به كار دیگران نیست. «لكل امرىء منهم یومئذ شأن یغنیه»