وَٱلسَّمَآءِ وَٱلطَّارِقِ
1
وَٱلسَّمَآءِ وَٱلطَّارِقِ
1
وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلطَّارِقُ
2
ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ
3
إِن كُلُّ نَفۡسٍ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٌ
4
فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَـٰنُ مِمَّ خُلِقَ
5
خُلِقَ مِن مَّآءٍ دَافِقٍ
6
يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ
7
إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٌ
8
يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ
9
فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ
10
«ثاقب» به معناى سوراخ كردن است، گویا این ستاره با نور خود تاریكى شب را سوراخ مىكند. «صُلب» به معناى محكم و مراد از آن، ستون فقرات پشت است و «ترائب» به استخوانهاى سینه گفته مىشود.
«تُبلى» از «بلوى» به معناى آزمایش است كه عامل آشكار شدن حقیقتهاست.
طبق روایتى از امام صادق علیه السلام مراد از طارق، ستاره زُحَل است كه ستاره امیرالمؤمنین و اوصیاى اوست.34
اشعث بن قیس كه از منافقان بود، شبانه حلوایى براى حضرت على علیه السلام آورد و در خانه را زد تا با هدیه حلواى شب، در روز مرتكب خلافى شود. حضرت، نام او را كه شبانه در خانهاش را كوبید، طارق نامید.35
مشابه آیه 4 این سوره را در سوره انفطار مىخوانیم: «و انّ علیكم لحافظین كراماً كاتبین یعلمون ما تفعلون» بر شما نگهبانانى گماشته شده كه بزرگوارانه، بدون كینه و سوء ظنّ، كارهاى شما را مىنویسند و آنچه انجام مىدهید مىدانند.
35) نهجالبلاغه، خطبه 224 .
چگونگى تولّد فرزند، از انعقاد نطفه تا خروج از شكم مادر، باید مورد مطالعه و دقّت قرار گیرد كه هم زمینه خداشناسى است و هم معادشناسى. «فلینظر الانسان ممّ خلق...»
انسان به خاطر دارا بودن عقل و علم و استعداد باید در آفرینش خود دقت كند. «فلینظر الانسان»
توجّه به آفرینش انسان، زمینه ایمان به معاد است. «على رجعه لقادر»
معاد جسمانى است و جسم انسان در قیامت دوباره زنده مىشود. «رجعه»