سوره اعلى - آیات 8 تا 13 جزء 30 - صفحه 591

    وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ

    8

    فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ

    9

    سَيَذَّكَّرُ مَن يَخۡشَىٰ

    10

    وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى

    11

    ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ

    12

    ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ

    13

تفسیر نور
و ما تو را براى آسان‌ترین (راه دعوت) آماده مى‌سازیم. پس تذكّر بده، (البتّه) اگر تذكّر مفید افتد. هر كس خشیت الهى داشته باشد، بزودى پند گیرد. و بدبخت‌ترین افراد از آن دورى كند. همان كس كه به آتش بزرگ درافتد. پس در آنجا نه بمیرد و نه زندگانى كند.

نکته‌ها
حضرت موسى براى موفقیّت در انجام تبلیغ، دو چیز از خدا خواست، یكى سعه‌صدر ویكى آسان شدن امر رسالت: «ربّ اشرح لى صدرى و یسّر لى امرى»7 خداوند این دو امر را بدون درخواست، به پیامبر اسلام عطا فرمود. چنانكه درباره سعه‌صدر فرمود: «ألم‌نشرح لك صدرك»8 و درباره آسان شدن امر دعوت در این آیه مى‌فرماید: «و نیسّرك للیسرى».9

مراد از «نیسّرك» آن است كه اى پیامبر! نفس شریف تو را با خلق عظیم و سعه صدر و صفا و سادگى، چنان مهیّا مى‌كنیم كه بتواند وظیفه رسالت را به آسانى و به بهترین طریق انجام دهد. كارى مى‌كنیم كه تو خود راه آسان را انتخاب كنى كه همان راه فطرت است.10

شرائط تذكّر و موعظه:

الف: شرط موعظه، آمادگى واعظ است. «نیسّرك... فذكّر»

ب: تذكّر و موعظه باید بر اساس قرآن باشد. «سنقرئك... فذكّر»

ج: واعظ باید خود اهل غفلت و نسیان نباشد. «فلا تنسى... فذكّر»

د: واعظى موفق است كه به امدادهاى الهى امیدوار باشد. «سنقرئك... نیسّرك... فذكّر»


7) طه، 25 - 26.

8) شرح، 1.

9) تفسیر المیزان.

10) تفسیر المیزان.

پیام‌ها
تبلیغ دین و دعوت مردم به سوى خدا، مشكلات و سختى‌هاى فراوانى در پیش دارد كه خداوند وعده داده است، مبلّغ دین را یارى دهد و تحمّل سختى‌ها را بر او آسان سازد. «نیسرك للیسرى‌»

به هر كس مأموریّتى مى‌دهید، گره كارش را باز كنید. «نیسرك للیسرى فذكّر»

تسبیح ما مقدّمه كار گشایى خداوند است. «سبّح اسم ربّك ... نیسرك للیُسرى »

نزول وحى براى تذكّر به مردم است. «سنقرئك... فذكّر»

شرط تذكّر، پند پذیرى است و پیامبر نسبت به افراد پندناپذیر مسئولیّتى ندارد. «فذكّر اِن نفعت الذكرى»

تنها افراد خداترس تذكّر را مى‌پذیرند. «سیذكّر من یخشى»

پنددادن افراد خداترس آسان‌تر است. «نیسرك للیُسرى... سیذكر من یخشى»

به مُبلّغ باید دلدارى داد كه كارش بیهوده نیست. «فذكّر... سیذكّر...»

مُبلّغ نباید توقّع تأثیر فورى داشته باشد. «سیذكّر»

مشكل كفّار دورى خود آنان از قرآن و پیامبر است، نه آنكه در این دو عنصر پاك، ضعف یا نقصى باشد. «یتجنّبها»

قرآن میزان است. پندپذیر آن مدال «یَخشى» مى‌گیرد، «سیذكر من یخشى» و پندناپذیر آن لقب «اشقى» دریافت مى‌كند. «و یتجنّبها الاشقى»

دورى از پند و پیام قرآن، مایه شقاوت است. «یتجنّبها الاشقى»

سیره دائمى تیره‌بختان دورى از پند است. «یتجنبها» در قالب مضارع براى معناى استمرار و دوام است.

بدبخت‌ترین مردم كسى است كه خشیت الهى ندارد. «اَشقى» در برابر «یَخشى» قرار گرفته است.

توقّع اصلاح همه مردم را نداشته باشید. «سیذكر من یخشى و یتجنّبها الاشقى»

عامل پذیرش و عدم پذیرش در درون خود انسان است. «یخشى... اشقى»

كیفر به مقدار خباثت است. «اشقى - النار الكبرى»

دوزخ براى گروهى ابدى و همیشگى است. «لایموت فیها و لایحیى»

خلود در دوزخ، طبیعت دوزخیان را تغییر نمى‌دهد كه دیگر از آتش رنج نبرند، بلكه دائما در شكنجه هستند. «لایموت فیها و لا یحیى»