سوره توبه - آیه 112 جزء 11 - صفحه 205
  • ٱلتَّـٰٓئِبُونَ ٱلۡعَـٰبِدُونَ ٱلۡحَـٰمِدُونَ ٱلسَّـٰٓئِحُونَ ٱلرَّٰكِعُونَ ٱلسَّـٰجِدُونَ ٱلۡـَٔامِرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱلنَّاهُونَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَٱلۡحَـٰفِظُونَ لِحُدُودِ ٱللَّهِ‌ وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ
    112
تفسیر نور
(مؤمنانِ مجاهد،) اهل توبه، عبادت، ستایش، سیاحت، ركوع، سجود، امر به معروف ونهى از منكر و حفظِ حدود و مقرّرات الهى‌اند و چنین مؤمنانى را بشارت ده.

نکته‌ها
در این آیه، نُه صفت براى مؤمنانِ مجاهد بیان شده است: از گناهان توبه كرده، در مدار عبادت قرار مى‌گیرند. با زبان، حمد و با پا حركت و با بدن ركوع و سجود دارند، پس از خودسازى، با امر به معروف به اصلاح جامعه مى‌پردازند و از مرز قوانین الهى خارج نمى‌شوند.

توبه از گناه، راه عبادت را باز مى‌كند، زبانِ ستایشگر همراه با پویایى و تحرّك، آمادگى براى ركوع و سجود در پیشگاه خدا مى‌آورد، و امر به معروف و نهى از منكر، حافظِ حدود الهى در جامعه است.

كلمه‌ى «التائبون»، نشانه‌ى آن است كه مؤمنانى كه جان و مال خود را به خدا مى‌فروشند، مى‌توانند با یك انقلاب و بازسازى درونى و اعراض از كردارهاى نارواى گذشته، وارد این میدان معامله با خدا شوند. 169

عُبّاد بصرى در راه مكّه امام سجادعلیه السلام را دید، به حضرت گفت: «تركتَ الجهادَ و صعوبَته واَقبلتَ الى‌الحجِّ و لِینَه؟» جهاد و سختى آن را رها كرده‌اى، به حج وآسانى آن روى آورده‌اى؟ آنگاه آیه‌ى «ان اللَّه اشترى...» را خواند! حضرت فرمودند: ادامه‌ى آن را هم بخوان! عبّاد آیه‌ى «التائبون...» را خواند. حضرت فرمود: اگر یاران ما این صفات و كمالات را دارا مى‌بودند، بر ما واجب بود، قیام كنیم و در آن صورت، جهاد از حجّ برتر بود. 170

در روایتى آمده است كه مراد از «السائحون» روزه‌داران مى‌باشد. 171


169) چنانكه در ماجراى كربلا، افرادى مانند زُهیر و حُر، با آنكه سابقه‌ى درخشانى نداشتند، ولى در یك چرخش و معامله با خدا، جان خود را تسلیم كردند و درخشیدند.

170) وسائل، ج 15، ص‌46.

171) تفسیر نورالثقلین.

پیام‌ها
شرط وفادارى خداوند به پیمان خود، پایدارى مؤمنان بر حفظ حدود الهى است. «و من اوفى بعهده... التائبون...»

جهاد اكبر و خود سازى، لازمه‌ى جهاد اصغر در جبهه‌هاست. «یقاتلون... التائبون...»

اسلام دینى جامع است، اشك را در كنار شمشیر و عبادت را در كنارِ سیاحت قرار داده است.«یقاتلون... التائبون العابدون... السائحون»

آنچه مطلوب است، ملكه شدن كمالات در انسان است. «التائبون العابدون...» (همه‌ى صفات به صورتِ اسم فاعل آمده نه فعل، تا دلالت بر استمرار كند)

تقویت روحیه‌ى رزمندگان اسلام، با ذكر و یاد خدا و عبادت است، نه شراب و موسیقى و...كه در جبهه‌ى دشمن است.«یقاتلون، التّائبون العابدون،...»

شرط قبولى عبادت، توبه از گناه است. «التائبون العابدون»

تحرّك، تلاش، سیاحت، هجرت و خودسازى، در راه كسب كمال و قرب الهى ارزش است. «السائحون» (مردان خدا، راكد و زمین‌گیر نیستند)

سرباز ورزمنده‌ى اسلام باید اهل نماز و عبادت باشد. «یقاتلون، الراكعون الساجدون»

در مسیر كمال، اوّل خودسازى است، بعد جامعه‌سازى.«التائبون العابدون ... الامرون بالمعروف ...»

درگیرى با دشمن در مرزها، ما را از مفاسد و منكرات داخلى غافل نسازد. «یقاتلون، الآمرون بالمعروف ...»

براى حفظ حدود الهى، باید هم با دشمن خارجى جنگید، هم با مفاسد داخلى مبارزه كرد. «یقاتلون، الناهون عن المنكر، الحافظون لحدود اللَّه»

رزمندگان براى جلوگیرى از مفاسد اجتماعى، بیش از دیگران مسئولند. «یقاتلون، الناهون عن المنكر»