سوره توبه - آیه 49 جزء 10 - صفحه 195

    وَمِنۡهُم مَّن يَقُولُ ٱئۡذَن لِّي وَلَا تَفۡتِنِّيٓ‌ۚ أَلَا فِي ٱلۡفِتۡنَةِ سَقَطُواْ‌ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُۢ بِٱلۡكَـٰفِرِينَ

    49

تفسیر نور
و برخى از آنان (بهانه‌جویانِ ترسو) مى‌گویند: به من اجازه بده (به جبهه نیایم) و مرا (به گناه و) فتنه مینداز. آگاه باشید كه اینان در فتنه (و گناه) سقوط كرده‌اند و همانا جهنّم بر كافران احاطه دارد.

نکته‌ها
یكى از بزرگان قبیله‌ى بنى‌سلمه كه از منافقان بود، از رسول خدا اجازه خواست تا به جنگ تبوك نیاید و بهانه‌اش این بود كه اگر چشمم به زنان رومى بیفتد، فریفته شده، به گناه مى‌افتم. حضرت اجازه داد. این آیه نازل شد و او را به خاطر عدم شركت در جبهه، گناهكار و در فتنه افتاده دانست. پیامبرصلى الله علیه وآله او را از ریاست قبیله بركنار و بُشربن‌براء را كه سخاوتمند و خوش اخلاق بود، به جاى او نصب كرد. 77
77) تفسیر نمونه.
پیام‌ها
فرماندهى كل قوا، از مسئولیّت‌هاى پیامبر و رهبر در جامعه‌ى اسلامى است. «منهم من یقول ائذن لى»

منافقان بى‌ادب، رسول خدا را عامل فتنه مى‌پنداشتند. «ائذن‌لى و لاتفتنّى»

در بینش منافقان، جهاد در راه خدا، بلا و گرفتارى است. «و لا تفتنّى»

جنگ، بوته‌ى فتنه و آزمایش است.«و لا تفتنّى»

بعضى منافقان براى فریب متدیّنین، از عنوان‌ها و مسائل مذهبى استفاده مى‌كنند. «و لا تفتنّى» (به اسم نگاه نكردن به دخترانِ رومى، فرمان خدا و رسول را زیر پا مى‌گذارند!)

آنان كه از فتنه‌ى جنگ نگران و گریزانند، در فتنه‌ى بالاترى خواهند افتاد. «اَلا فى الفتنة سقطوا»

فرار از آزمایش الهى، امكان ندارد. 78 با آنكه گفتند:«لاتفتّنى»امّا به فتنه گرفتار شدند. «فى الفتنة سقطوا»

بهانه‌گیرى منافقانه براى فرار از جهاد، مایه‌ى كفر است. «ائذن‌لى... كافرین»

احاطه‌ى جهنّم بر كافران، به خاطر احاطه‌ى گناه بر وجود آنان است. 79 «محیطة»


78) اَحَسِبَ الناس ان یُتركوا ان یقولوا آمنّا وهم لایُفتنون». عنكبوت، 2.

79) در جاى دیگر مى‌خوانیم: »مَن كَسب سیّئةً واحاطت‌به خطیئتُه فاولئك اصحاب النّار« بقره، 81.