نهى خدا از تعجّب، دلیل بر وجود این تعجّب در پیامبر نیست، بلكه جنبهى پیشگیرى دارد.
در نهجالبلاغه، لحظات جان دادن گروهى ترسیم شده است كه اموالشان در آن هنگام، در برابر چشمشان جلوه مىكند و از اینكه آنها را مىگذارند و مىروند، عذاب مىكشند. 82
راههاى عذاب شدن به وسیلهى مال از این قبیل است: عذاب در تهیّه آن، در نگهدارىِ آن از سرقت و حریق و مردم حسود، به جا گذاشتن و رفتن هنگام جان دادن، پاسخگویى در قیامت براى چگونگى تهیّه و مصرف آن.
چه بسیار نعمتهایى كه در باطن نقمت است و چه بسا توانهاى اقتصادى كه وسیلهى نابودى و بدبختى مىشود.«لیعذّبهم بها»
به ذلّت كشاندن ثروتمندانِ منافق، از سنّتهاى الهى است.«لیعذّبهم بها»
عذاب الهى تنها در آخرت نیست، در دنیا هم وجود دارد. «فى الحیاة الدنیا»
مرگ، جدایى روح از بدن است، نه نیست و فانى شدن. «تَزهق»
جان منافق، ارزش گرفتن ندارد، خود خارج مىشود. «تَزهق»
منافقِ ثروتمند، سخت جان مىدهد. «تزهق انفسهم»
مال و اولاد فراوانت منافقان، زمینهى كافر مردن آنان است. «فلا تعجبك اموالهم... تزهق انفسهم و هم كافرون»
به عاقبت امور توجّه كنید، نه به جلوههاى آن. «فلا تعجبك اموالهم... تزهق انفسهم و هم كافرون»