سؤال: خداوند كه فراموشى ندارد، «و ما كان ربّك نسیّاً» 114 پس این آیه كه مىفرماید: خداوند آنان را فراموش كرد، به چه معنایى است؟
پاسخ: نسبت دادن فراموشى به خداوند، مجازى است، یعنى خداوند با آنان مثل فراموش شدهها عمل مىكند (نه آنكه فراموششان كند).
امام رضاعلیه السلام فرمود: كیفر كسى كه خدا وقیامت را فراموش كند، آن است كه خود را فراموش كند. 115 وحضرت علىعلیه السلام فرمود: فراموش كردن خداوند آن است كه آنان را از خیر محروم كند. 116
115) تفسیر نورالثقلین.
116) تفسیر برهان.
بعضى از منافقان نقش رهبر دارند و بعضى دیگر، تأثیرپذیرند. «بعضهم من بعض» (نفاق داراى مراتبى است)
اهلِ نفاق با درجات مختلفشان، اصول و عملكردهاى مشتركى دارند. «بعضهم من بعض»
منافقان، هرچند سوگند بخورند كه از شمایند، باور نكنید، زیرا آنان جزء باند خودشانند. «بعضهم من بعض»
میان منافقان رابطهاى قوى مىباشد. «بعضهم من بعض»
اشاعهى فحشا و دعوت به منكرات و نهى از خوبىها، نشانهى نفاق است. «یأمرون بالمنكر و ینهون عن المعروف»
در فرهنگ منافقان، خیر رسانى وجود ندارد. «یقبضون ایدیهم»
تركِ امر به معروف، نهى از منكر و انفاق در راه خدا، نشانهى فراموش كردن خداست. «نسوا اللَّه»
محرومیّت از لطف الهى و فراموش شدن، نتیجهى فراموش كردن خداوند است. «فنسیهم»
كیفرهاى الهى، با كردار انسان متناسب است. «نسوااللَّه فنسیهم»
منافقان در محاسبات خود، مردم را در نظر مىگیرند، نه خدا را. «نسوااللَّه»
نفاق و دوروئى، فسق است. «هم الفاسقون»