این آیات نیز دلیل فرمان سختگیرى نسبت به پیمان شكنان مشرك است.
به صرف اینكه اگر دشمن بر ما غالب شود چنین و چنان خواهد كرد، نمىتوان به او حمله كرد، بلكه باید قرائنى بر توطئه و تجاوز او باشد وگرنه قصاص قبل از جنایت مىشود.
سكوت و سادهاندیشى دربارهى دشمنى كه اگر چیره شود مراعات هیچ مسألهاى را نمىكند، گناه است. «لا یرقبوا فیكم الاّ و لا ذمّة»
مشركان، نه مراعات مسائل عاطفى و همسایگى را مىكنند، نه به پیمانها و تعهّدات احترام مىگذارند. «الاّ ولا ذمّةً»
ظاهرسازى و بازىهاى سیاسى و تبلیغاتى دشمنان، ما را فریب ندهد. «یرضونكم بافواههم وتأبى قلوبهم»
پیمان شكنى، نفاق، تظاهر و سیاستبازى، فسق است. «تأبى قلوبهم واكثرهم فاسقون»
اكثریّت مشركان فاسقند، ولى افراد سالم هم میانشان پیدا مىشود. «اكثرهم فاسقون» (در نسبتدادنها، انصاف داشته باشیم)